السيد محمد حسين الطهراني

124

امام شناسى (فارسى)

موضوع بيان مىفرمايد ، و علّامهء مجلسى در جلد هشتم « بحار الانوار » اخبار كثيرى از بخارى و مسلم و ديگران راجع به انحراف صحابه بعد از رحلت رسول خدا نقل مىكند « 1 » . و كلينى در « روضهء كافى » با اسناد متّصل خود از زراره از حضرت باقر يا صادق عليهما السّلام روايت مىكند كه قال : اصبح رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم كئيبا حزينا ، فقال له علىّ عليه السّلام : ما لى أراك يا رسول اللّه كئيبا حزينا ؟ فقال : و كيف لا اكون كذلك و لقد رأيت فى ليلتى هذه انّ بنى تيم و بنى عدىّ و بنى اميّة يصعدون منبرى هذا يردّون النّاس عن الاسلام القهقرى ، فقلت : يا ربّ فى حياتى او بعد موتى ؟ فقال : بعد موتك « 2 » . « حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم صبحگاهى به حال غصّه و اندوه شديدى بودند ، امير المؤمنين عليه السّلام عرض مىكند : اى رسول خدا چرا اين قدر اندوهگين و غمناكى ؟ حضرت رسول فرمودند : چگونه حزين و غمگين نباشم ، ديشب ديدم بنى - تيم و بنى عدىّ و بنى اميّة از ابن منبر من بالا مىروند و مردم را از اسلام برگردانده و به قهقراى جاهليّت سوق مىدهند . پس عرض كردم : اى پروردگار من آيا اين كار را در زمان حيات من مىكنند يا بعد از مردن من ؟ خطاب از طرف خدا آمد : بعد از مرگ تو » . لو لا اكره ان يقال : انّ محمّدا استعان بقوم حتّى اذا ظفروا بعدوّه قتلهم لضربت اعناق قوم كثير « 3 » . « حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : اگر من ناپسند نمىداشتم اين كه گفته شود : محمّد از گروهى يارى جست و چون با كمك آنان بر دشمنش غالب شد آنها را كشت ، هر آينه گردنهاى افراد بسيارى را مىزدم » . بارى اين روايات كه به طور نمونه بيان شد شاهد است بر آنكه تمام اصحاب رسول خدا مؤمن و تسليم اوامر نبوده و در ميان آنها متمرّد و مخالف بسيار بوده‌اند . و چون شرط عمل به گفتار كسى را قرآن مجيد و گفتار رسول خدا منحصر به علم به صحّت و واقعيّت و حقّانيّت مىداند لذا بايد در عمل صحابه و روش آنان تفحّص

--> ( 1 ) « بحار الانوار » ج 8 ص 7 و ص 8 . ( 2 ) « روضهء كافى » طبع آخوندى ص 345 . ( 3 ) « روضهء كافى » طبع آخوندى ص 345 .