السيد محمد حسين الطهراني
65
امام شناسى (فارسى)
بارى اگر انسان به اين حدّ از علم و تقوى قانع شود كه بهعلّت ملاحظه مصالح خارجى از جنايت و جريمه خوددارى كند ، و نتواند اصل مادّهء فساد را در خود نابود كند ، و ريشه و ميكرب صفات رذيله از شَره و خَمودى ، جُبن و تهَوّر ، بُخل و تبذير و نظائر آنها را بهكلّى از سويداى ضمير خود ريشه كن كند ، هنوز بهمقام انسان واقعى نرسيده است . مانند حيوانى كه او را زنجير نموده باشند تسليم و مطيع است ، ولى چون زنجير را بگسلد چه كارها خواهد كرد . اگر از دروغ ، كم فروشى و ظلم و زنا و اشباه آن در بيدارى اجتناب ورزد ، در حالت خواب كه ديگر مصالح خارجى مورد نظر نيست ، اين صفات رذيله طلوع كرده ، و صحنهاى را از فجايع بهوجود مىآورد . خواب زنا مىبيند ، خواب سودجوئى ، و شخصيت طلبى و ظلم و جنايت مىبيند ، و چون از خواب بيدار شود ، مسكين نيز تعجّب مىكند كه اين خوابها با من چه مناسبت دارد ، غافل از آنكه اصل و ريشه اين مفاسد هنوز از دل او بيرون نرفته ، بلكه موجود بوده ، و خود را در زوايا و بيغولههاى نفس مخفى نموده ، تا در زمينهء مساعد بروز نموده و بهمقصد خود برسند . مقرّبان درگاه الهى در اثر برخوردارى از يكنوع علم و بينش مخصوص ريشه رذائل و مفاسد را در وجود خود نابود كردهاند انبياء و ائمّه عليه السّلام و اولياء مقربيّن درگاه حضرت احديّت اين صفات رذيله و جراثيم فساد را بهكلّى از دلهاى خود بيرون ريخته ، و تخم آن را در مزرعه دل خود محو و نابود نمودهاند ، و بعلّت عنايت حضرت بارى يكنوع علم و دانش به آنها داده شده است كه با وجود آن علم و دانش ديگر مجالى براى اين رذائل نيست . آن نحوه از علم و بينش به يك بارقه تمام اين صفات را مىسوزاند و محو و نابود مىكند ، اصل و بنياد بخل و شره و تهوّر را بر مىاندازد كه حتّى در تمام طول عمر و حتّى براى يك بار و حتى در عالىترين زمينهء مساعد ، براى آنها چنين رذيلهاى رخ نمىدهد . چون يوسف صدّيق با وجود تمام شرائط و امكانات ، با وجود تمام مقتضيّات ، و مواجه شدن با خطراتى عظيم بهعلّت ترك گناه ، باز هم قلب او اجازهء گناه نمىدهد . اين خاصّه و جوهرهء قلب كه در چنين افراد است ، ديگر نمىگذارد كه حتّى در خواب خواب گناه ببينند ، يا در بيدارى خيال گناه را بنمايند .