السيد محمد حسين الطهراني

48

امام شناسى (فارسى)

« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » « 1 » « كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ » « 2 » تمام موجوداتىكه در روى زمين زيست مىكنند فانى و هلاك شونده‌اند ، مگر وجه الله كه در آن فنا و زوالى نيست . از ملاحظه اين دو آيه با دو آيه سابق الذكر به‌دست مىآيد كه همان افرادى را كه خدا مىخواهد ، و به‌واسطه نفخ در صور نمىميرند ، كسانى هستند كه وجه الله شده و نمايش دهندهء خدا به تمام معنى گشته‌اند ، يعنى اولياى خدا و مقرّبين درگاه او مرگ ندارند . و با انضمام اين نتيجه به آيه سابق كه فرمود : « فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ » ، استفاده مىشود كه بندگان مخلَص خدا نه سؤال و كتابى دارند ، و نه مرگ و انعدامى ، بلكه پيوسته آنها به‌حيات حّقّ أبداً سرمداً زنده خواهند بود . د : پاداش و جزاى مخلَصين در مقابل عمل نبوده و بيحدّ و حصر است رابعاً خداوند علىّ أعلى ، براى بندگان مخلَص خود جزائى محدود و معيّن قرار نداده است ، چون هر چه از بهشت و نعمتهاى بهشتى به آنها بدهد ، كمتر از مقام و منزلت آنهاست ، بلكه جزاى آنها خود ذات أحديّت و مشاهده انوار جمال اوست و بس . « وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ » « 3 » مزد و جزاى آنها بيحدّ و بىحساب بوده ، چون آنها از نفس و عالم مقدار عبور كرده و به درياى عظمت و جلال رسيده‌اند ، لذا نفس تحقّق در آن مقام جزاى لا متناهى و بى عدّ و حدّ آنان خواهد بود . بارى از اين آياتى كه درباره مخلَصين و مقام و منزلت آنان ذكر شد ، استفاده مىشود كه مخلَصين از بندگان خدا من جميع الوجوه غير از ساير بندگانند ، آنان مصون بصيانت حضرت ذو الجلال بوده ، و هيچ آفتى از گناه و معصيت كه لازمه سيطرهء شيطان و نفس امّاره است در آنها نيست . و اين معنى عصمت از گناه است كه خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد : ما كه حضرت يوسف را از ابتلاى به‌گناه با زليخا حفظ كرديم ، بعلّت آن بود كه او از

--> ( 1 ) سوره القصص : ( 28 ) - قسمتىاز آيه 88 ( 2 ) سوره الرّحمن : 55 - آيه 26 و 27 ( 3 ) سوره الصّافات : ( 37 ) - آيه 39 40