السيد محمد حسين الطهراني

46

امام شناسى (فارسى)

چون هر موجودى كه بخواهد خدا را حمد كند باندازهء استعداد و ظرفيّت و به‌قدر فكر خود و علم خود حضرت معبود را مىستايد . حضرت حقّ بالاتر از مقدار و اندازهء علم و ظرفيّت وجودى اوست ، لذا هيچ موجودى نمىتواند آنطور كه بايد خدا را حمد كند ، و لذا با ستايش بايد تسبيح را توأم نمود ، يعنى در عين آنكه تو را حمد مىكنيم و به‌تمام مراتب جمال و كمال مىستائيم ، تو را منّزه و مقدّس و پاكتر از اين مىدانيم كه اين ستايش ما سزاوار مقام عز و جلال و عظمت تو باشد . سُبحَانَ ربِّى الأعلَى و بحمدِه - سُبحَان ربِّى العظيمِ و بحَمده - « وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ » « 1 » رعد آسمان و فرشتگان ، از خوف خدا و كوچكى آنان در برابر عظمت آن حضرت پيوسته با ستايش خود ، تسبيح و تنزيه مىكنند . « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » « 2 » تمام موجودات بدون استثناء با ستايش و تمجيد خود ، اعتراف بعدم وصول حمد و ستايش ، به‌ساحت قدس او را دارند ، و لذا با حمد خود تنزيه و تقديس نموده ، ذات مقدّس او را از اين گونه ستايشها بالاتر و منّزه‌تر مىستايند . امّا بندگان مخلَص خدا كه هيچ جنبه هستى به‌خود در آنها مشهود نيست ، بلكه هستى آنان هستى حقّ شده است ، و قلب آنان عرش و كرسى آن حضرت است ، آنان مىتواند خدا را چنان كه شايد بستايند و در حقيقت خدا ستاينده خود بوده است . و اين تقريب منافاتى با جمله ما عرفناكَ حقَّ مَعرفتِكَ ندارد ، زيرا مفاد اين جمله ، عرض ذلّ و فقر در عالم امكان و كثرت است ، و مفاد سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ، تحقّق فناى حقيقى در تمام مراتب اسماء و صفات و ذات حضرت احديّت است كه در آن مقام فناى مطلق ، مختصر شائبهء هستى و اظهار أنانيّت نمودن ، كفر و شرك بوده و از ساحت اخلاص مخلَصين بسى دور است . ج : معافيت از سؤال و حساب و حشر و عرض و كتاب و ميزان و ثالثاً براى آنان مؤاخذه و بازخواستى نيست ، و سؤال و كتابى ندارند

--> ( 1 ) ، سوره الرّعد : ( 13 ) صدر آيه 13 ( 2 ) سوره الاسراء : ( 17 ) آيه قمتىاز آيه 44