السيد محمد حسين الطهراني
28
امام شناسى (فارسى)
پنهان و آشكار به تبعيّت و پيروى از شريعت او خواند . و اين پيامبر مردم را بر همان عهد و ميثاقى كه خداوند قبل از پيدايش نسل ، در عالم ذرّ با آن نموده بود متنبّه و آگاه ساخته ، و بر همان اساس و بنيان انسانها را دعوت كرد . كسانى كه با اين پيامبر موافقت نموده ، و از آن چراغ تابان پيشين مشعلى براى خود فروزان نموده بودند ، به سِرّ واقعيّت او راه يافتند ، و از امر روشن او بهرهها يافتند . و كسانى كه به غفلت دچار تحيّر و سرگردانى شدند ، سزاوار خشم و غضب گشتند . تا آنكه آن نور در طبيعتهاى ما منتقل شد ، و در امامان ما درخشيد . پس ما نورهاى آسمانها و نورهاى زمين هستيم ، و به وسيلهء ما نجات و رستگارى خواهد بود ، و آن علمهاى پنهان و دانشهاى مخفى از ما ظهور و بروز خواهد نمود و بازگشت امور به سوى ماست . و با قيام مهدىّ ما ، حجتّها و دليلها منقطع گشته و خاتمهء خواهد يافت و اوست خاتمه پيشوايان و امامان ، و اوست نجات دهنده و رهاننده امّت و اوست غايت و نهايت نور و محلّ صدور امور . پس ما افضل از تمام آفريدگانيم و أعلى و اشرف از جميع يكتا پرستانيم و حجّتهاى الهيّه و دليلهاى پروردگار جهانيانيم . پس گوارا باد به نعمتهاى الهيّه كسى كه به ولايت ما تمسّك جويد و چنگ زند ، و دستاويز ولايت ما را به دست گيرد . سپس مسعودى گويد : اين روايت از حضرت أبىعبدالله جعفر بن محمّد از پدرش محمّد بن على از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على از أميرالمؤمنين على بن أبىطالب كرّم الله وجهه روايت شده است . « 1 » و نيز مسعودى گويد : كه من در بسيارى از كتب تواريخ و سيره و انساب ديدهام كه چون آدم بوالبشر صداى هاتفى را شنيد كه از كشته شدن فرزندش هابيل به او خبر داد ، و غصّه و اندوهش براى جريانات گذشته و آينده رو به فزونى گذاشت ، خداوند به او وحى فرستاد .
--> ( 1 ) مروج الذهب جلد اول از طبع مطبعة السعادة مصر 1367 هجريه ص 32 و 33 و از طبع مطبعه دار الاندلس بيروت 1393 هجريه ص 42 و 43