السيد محمد حسين الطهراني

22

امام شناسى (فارسى)

نه تنها فرزند از نظر رنگ پوست و كيفيّت سازمان اعضاء و جوارح و تركيب استخوانها از پدر ارث مىبرد ، بلكه در هر ذرّه‌اى از خون و در هر سلّول ريز ذرّه بينى ، به تمام معنى مشابه با ذرّه خون پدر و با ذرّات ذرّه بينى سلّولهاى اوست ؛ به‌طورىكه طفلى كه پدرش مشكوك باشد از راه تجزيه خون او مىتوان پدر او را معيّن نمود . چون در حقيقت ، طفل شاخه و فرعى است كه از درخت هستى و اصل مادّى و معنوى پدر منشعب شده و در تمام خواصّ خود حكايت از آن اصل مىنمايد . از چشم و دماغ و گوش و قلب و معده و كليه و استخوان و هيكل گذشته در اجزاء خرد و ذرّه بينى نيز فرزند به عنوان توارث از پدر و مادر خود خواصّ و آثار هستى را اخذ مىنمايد ؛ حتّى امراضى كه در نياكان وجود دارد به فرزندان خود انتقال مىيابد و اگر در نسل اوّل يا دوّم ظهور نكند بالأخره آن اصل مرض خود را در دوره تطوّر و انقلاب چند نسل حفظ نموده تا دوران كمون خود را طىّ كند ، و در چندين نسل بعد كه شرائط ظهورش موجود گردد به ظهور برسد . اين آثار و خصوصيّات از پدر نه فقط به نطفهء او انتقال مىيابد بلكه در هر يك از سلّولهاى انسان تمام آثار هستى او مشهود است ؛ و مىتوان گفت در هر ذرّه از بدن انسان يك انسان كامل به نحو استعداد و قوّه وجود دارد كه چنانچه شرائط تربيت و تكامل موجود گردد به صورت يك انسان كامل در مىآيد . و به عبارت ديگر نه تنها در نطفه ، انسانى كامل وجود دارد كه در ظرف مستعدّ و رَحِم به ظهور مىرسد بلكه در هر سلّول يك انسان كامل به نحو توارث و انتقال مراتب هستى موجود است . گرچه تا به حال عملًا نتوانسته‌اند در ظرف مستعدّ اين سلّول را با سلّول زن تلقيح نموده و طفلى نوزاد در خارج ظرف رحم به وجود آورند ليكن گذشته از آنكه دليلى بر امتناع آن نيست ؛ ادلّه‌اى بر امكان آن اقامه شده و ممكن‌است در طىّ سير علمى ؛ بشر روزى را به خود ببيند كه از تلقيح هر يك از سلّولهاى بدن مرد با هر يك از سلولهاى بدن زن و پيوند بين آن‌دو ، در ظروف مستعد و متناسب طفلى به وجود آيد ؛ و از يك مرد و يك زن در زمان كوتاهى ميلياردها كودك به ظهور رسد . اين موضوع در اثر همان أصل توارث است كه تمام خاصّه‌هاى شخص در هر يك از ذرّات بدن او اثر مىگذارد ، و آن ذرّه حكايت از تمام آثار وجودى آن شخص مىنمايد ؛ كما آنكه در نباتات ديده مىشود نه تنها از راه كاشتن تخم در