السيد محمد حسين الطهراني

16

امام شناسى (فارسى)

گفت : پس از كجا آمده‌اى و از كجا هستى ؟ گفتم : من از اهل كوفه هستم گفت بنابراين يقيناً خودت هشام هستى سپس برخاست و مرا در آغوش خود گرفت و خود از جاى خود كنار رفته مرا بر سر جاى خود نشانيد ؛ و ديگر هيچ سخن نگفته در مقابل من سكوت اختيار نمود ، تا من از آن مجلس برخاستم . هشام مىگويد : حضرت صادق عليه السّلام از بيان اين طريق مناظره من بسيار خشنود شده و خنديدند و گفتند : اى هشام ! چه كسى به تو تفهيم نموده اين‌طور مناظره نمائى ؟ عرض كردم : اين‌طريق را از وجود مبارك شما ياد گرفته ، و بر حسب موارد و مصاديق مختلف خود پياده مىنمايم . حضرت فرمودند : سوگند به خداى كه اين قسم از مناظره در صحف حضرت ابراهيم و موسى نوشته شده است « 1 » چون امام حكم مغز و قلب عالم است لذا سرور و حزن او در جوارح و اعضاء او كه يكايك مخلوقات‌است اثر مىكند . سيوطى در خصائص الكبرى گويد : و اخرج الحاكم و البيهقى و ابو نعيم عن الزهرى قال : لَمَّا كَانَ صَباحُ يَومٍ قُتلَ عَلىّ بن ابيطالبٍ ، لَم يُرفَع حَجَرٌ فِى بَيت المَقدَسِ إلّا وُجدَ تَحتَهُ دَمٌ . و اخرج ابو نعيم من طريق الزهرى عن سعيد بن المسيّب قال : صَبيحَةٌ يَومٍ قُتِلَ عَلىّ بنُ ابيطالبٍ ، لَم تُرفَع حَصَاة مِن الأرضِ إلّا وَ تَحتَها دَم عَبيط . « 2 » صبحگاه روزىكه أميرالمؤمنين عليه السّلام كشته شدند هر ريگى را كه از هر نقطه زمين بر مىداشتند در زير آن خون تازه بود . گريه تمام موجودات در سوگ شهادت سيّد الشّهداء شيخ صدوق رضوان الله عليه روايت مىكند در كتاب علل الشرايع و امالى

--> ( 1 ) اين روايت را صدوق نيز در امالى ص 351 از سعد بن عبد الله از ابراهيم بن هاشم از اسمعيل بن مراد از يونس بن عبد الرحمن از يونس بن يعقوب نقل مىكند و مىگويد در نزد حضرت جماعتى از اصحاب بودند كه در ميان آنها حمران بن أعين و مؤمن الطاق و هشام بن سالم و الطيار بودند و جماعتى ديگر از اصحاب بودند كه در ميان آنها هشام بن الحكم بود و سپس عين حديث را تا به آخر نقل مىكند . ( 2 ) « خصائص الكبرى » ج 2 ص 124 بنا به نقل « شيعه در اسلام » سبط قسمت دوم ص 124