السيد محمد حسين الطهراني
272
امام شناسى (فارسى)
فَقال عمر : انَّ رَسولَ اللهَ قَدْ غَلَبَهُ الْوَجَعُ ، وَ عِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُنا كِتابُ اللهِ ، فَاخْتَلَفَ اهْلُ الْبَيِت وَ اخْتَصَموا ، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقولُ : قَرِّبوا يَكْتُبْ لَكُمْ رَسولُ اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يقولُ : ما قالُ عُمَرُ ، فَلَمّا كَثُرَ اللَّغْطُ وَ اْلِاخْتِلافُ وَ غمّوا رَسولَ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله . فقالَ : قُوموا عَنّى ! فَقالَ عُبَيْدُ اللهِ بْنِ عَبْدِ اللهِ فَكانَ ابْنُ عبّاس يقولُ : الَّرزِيَّةِ كُلُّ الرَّزِيَّةِ ما حالَ بَيْنَ رَسولِ اللّه صلّى اللّه عليه و آله وَ بَيْنَ انْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذلِكَ الْكِتابَ مِنْ اخْتِلافِهِمْ وَ لَغْطِهِم « 1 » ابن عباس گويد : چون وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزديك شد ، و در اطاق آنحضرت جماعتى از جمله عمر بن خطاب حاضر بودند ، رسول خدا فرمود : بياوريد ( يا نزديك من بيائيد ) تا من براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن ابداً گمراه نگرديد ، عمر گفت : درد بيمارى بر رسول خدا غلبه كرده و او را بى خويشتن نموده ( و بدون تأمّل و تفكّر و اختيار سخن مىگويد ) كتاب خدا براى ما بس است ؛ در بين اهل خانه اختلاف افتاد ، و نزاع و مخاصمه در گرفت ، بعضى از اهل خانه گفتند : براى رسول خدا حاضر سازيد آنچه را كه مىخواهد ، تا براى شما بنويسد ، و بعضى دگر طرفدارى از عمر كرده ، و همان سخن او را گفتند ؛ چون اختلاف شديد شد و صداها بلند شد و رسول الله را به غمّ و اندوه فرو بردند فرمود : از نزد من برخيزيد ، و برويد ! عبيد الله بن عبد الله بن عباس گويد : پدرم عبد الله بن عباس پيوسته مىگفت : مصيبت ، مصيبت بزرگ همان بود كه ميان رسول خدا و نوشتهاش فاصله انداختند ، و نگذاردند كه آن مكتوبى را كه در نظر داشت بنويسد ، و بهعلّت اختلاف و بلند كردن صدا در مجلس آنحضرت مانع از اين مهم شدند .
--> ( 1 ) طبقات ابن سعد ج 1 ص 244