السيد محمد حسين الطهراني
266
امام شناسى (فارسى)
و نيز از موفّق بن احمد ، با سلسلهء سند متّصل خود روايت كرده است ، از زيد بن على از پدرش ، از جدّش ، از علىّ بن أبىطالب عليه السّلام كه فرمود : در زمان حكومت عمر ، زن آبستنى را به نزد او آوردند كه اعتراف بر زناى خود نمايد زن اعتراف بفجور نمود ، و عمر امر كرد تا او را ببرند و رَجم كنند ، زن در راه با علىّ بن أبىطالب برخورد كرد . حضرت فرمود : اين زن چه كرده است كه او را براى حدّ مىبرند ؟ گفتند : زنا كرده است ، و عمر امر كرده است كه بايد او را سنگسار كرد أمير المؤمنين زن را نزد عمر برگردانده و فرمودند : آيا تو امر كردى كه او را سنگسار كنند ؟ عمر گفت : آرى چون خود زن اعتراف به گناه خود نموده است فقال على : هَذا سُلطانُكَ عَلَيْها فَما سُلْطانُكَ عَلَى الَّذى فى بَطْنِها ، وَ لَعَلَّكَ انْتَهَرْتَها وَ اخَفْتَها فقال عُمَرُ : قد كانِ ذاكَ . قال : اوَ ما سَمِعْتَ رَسولَ اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول : لا حَدَّ عَلى مُعتَرِفٍ بَعْدَ بَلاء انَّهُ مَنْ قيُّدَتْ اوْ حُبِسَتْ اوْ تُهُدِّرَتْ فَلا اقْرارَ لَهْ ، فَخَلّا سَبيلها ثمّ قال عمر : عَجَزَتِ النَّساءُ انْ تَلِدَ مِثْلَ عَلىِ بن أبى طالبٍ رضى الله عنه لَو لا عَلىٌّ لَهَلَك عُمَرُ « 1 » أميرالمؤمنين عليه السّلام فرمودند : اى عمر ! اعتراف او بر گناه موجب شد كه تو بتوانى بر خود او حد جارى كنى ، پس چه چيز موجب شده است كه بر طفلى كه در
--> ( 1 ) « غاية المرام » ص 531 حديث 7 از باب 41 و در ص 27 كتاب « مقام الامام أمير المؤمنين عند الخلفاء » مرحوم شريف عسگرى گويد : بنا به نقل تذكره « خواص الائمة » ص 87 طبع ايران ، عُمَر در قضيه زنى كه شش ماهه زائيده بود و حكم برجم او نموده بود و أمير المؤمنين مانع شدند و سببش را بيان كردند گفت ، اللهم لا تبقنى لمعضلة ليس لها ابن أبى طالب ، و در « كنز العمال » ج 3 ص 53 مولى على متقى نظير آن را در مفاد روايت كرده است كه : اللهم لا تنزل بىشدة الا و ابو الحسن الى جنبى ، و در « ذخائر العقبى » ص 82 گويد : اللهم لا تنزلن بىشديدة الا و ابو الحسن الى جنبى و نيز از يحيى بن عقيل روايت كرده است ، كه عمر در قضاياى مشكلى كه به على بن أبى طالب مراجعه مىنموده و آن حضرت حل مىكرد مىگفت : لا ابقانى الله بعدك يا على ، و از ابو سعيد خدرى روايت است كه گفت : شنيدم عمر به على پس از سؤالى كه كرده بود و جواب شنيده بود مىگفت : اعوذ بالله ان أعيش فى يوم لست فيه يا ابا الحسن .