السيد محمد حسين الطهراني

258

امام شناسى (فارسى)

يا راجع به سوى برائت است ، كه حضرت ابراهيم تكلّم بدان نمود ، و يا راجع به سوى هدايت است ، كه از كلمهء « سيهدين » اتّخاذ و استنتاج مىگردد ، امّا در صورتى كه بگوئيم مرجعش لفظ برائت است ، مفادش همان كلمهء توحيد است يعنى كلمهء : لا الهَ الا الله ؛ چون « إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي » همان مفاد كلمه « لا الهَ الّا اللهُ » است و كلمه توحيد معناى واحدى است كه مرجع ضمير مفعول در وَ جَعَلَهَا ، مىباشد ، چون بنا بر قواعد عربيّت ، اعراب مستثنى در كلام منفىّ در استثناء متّصل ، اعراب مستثنى منه و بدل از او خواهد بود ؛ و در كلمه « لا الهَ الّا اللهُ » لفظ جلاله مرفوع است به عنوان بدل از الهَ كه محّلًا مرفوع است و با ملاحظه بدليّت فقط يك جمله بيشتر نخواهد بود ، و معنى چنين مىشود : لا الهَ الّا اللهُ موجودٌ يعنى خدائى غير از خدا نيست ؛ و اگر اين جمله بخواهد متضمّن دو كلمه نفى و اثبات باشد بايد لفظ جلاله منصوب باشد ، و در اين صورت دو جمله و هر كدام حاوى يك معناى مستقلّى است اوّل جمله منفيه لَا اللهَ مَوْجُودٌ ؛ و دوّم جمله اثباتيّه أسْتَثْنِى اللهَ يا اللهُ موجودٌ البته چنين نيست ، و بنابراين آنچه در لسان اهل دعوت و اوراد وارد است كه كلمه لا إله الّا اللهَ وِرد نفى و اثبات مركبّ است خالى از تحقيق است ، و فقط ذكر نفى است و بس . و امّا در صورتى كه مرجعش لفظ هدايت باشد ، معلوم است كه هدايت الهيّه اوّلًا و بالذّات اختصاص به ذات مقدّس پروردگار دارد ، و از آن ذات مقدّس به غير او سرايت مىكند ، پس هدايت تامّهء الهيّه ، مختصّ به خدا ، و مادون آن براى موجودات و مخلوقات است ، و چون حضرت ابراهيم با كلمهء « سيهدين » ، هدايت مطلقه را اشاره مىكند ، قابل انطباق بر اتّم مراتب هدايت است ، كه همان حظّ هدايت امام و لازمهء ولايت كليّه باشد . چون در تفسير قول خداى تعالى : « إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً » « 1 » ، كه خطاب به

--> ( 1 ) سوره البقرة : ( 2 ) قسمتىاز آيه 124 .