السيد محمد حسين الطهراني

236

امام شناسى (فارسى)

دوّم آنكه مراد از هدايت به حقّ در اين آيه ايصال به مطلوب است ؛ نه به معنى ارائه طريق به‌سوى خدا ؛ چون بديهى است كه ارائهء طريق از دست هر كس ساخته است ، چه اينكه امام باشد يا نه ، و چه اينكه ذاتاً خود راه يافته باشد ، يا هدايت به غير پيدا كرده باشد ، يا آنكه اصلًا هدايت نيافته باشد ، و خود گمراه باشد ، در هر حال هدايت به معناى ارائهء طريق از آنها ممكن است ، ولى ايصال به متن واقع و حقّ و كمال هر موجود ، اختصاص به هدايت شدگان بنفسه و هاديان الى الحق دارد . سوّم مراد از جمله « لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » آن‌آست كه هدايت به خود نيافته باشد ، و اين اعمّ است از آنكه اصلًا هدايت نيافته باشد و يا هدايت بالغير يافته باشد ، و دليل بر عموميّت آن‌آست كه جمله « إِلَّا أَنْ يُهْدى » كه استثناء از جمله « لا يَهْدِي » است با « انِ مصدريّه » آمده ، و اين جمله دلالت بر تحققّ وقوع ندارد ، به خلاف مصدر مضاف . فرق است بين آنكه بگوئيم : اعجبنى ضربك يا آنكه بگوئيم : اعجبنى ان تضرب ، در صورت اوّل اعجاب از نفس ضرب متحقّق در خارج است ، و در صورت دوّم اعجاب از امكان تحقّق ضرب است ، و بر اين مطلب شيخ عبد القاهر در دلائل الاعجاز تنصيص نموده است . و بنابراين چون جمله الّا انْ يُهْدى نمىفهماند اين‌را كه فعلًا هدايت به‌غير شده است ، بلكه مىفهماند كه گرچه بعداً ممكن باشد هدايت از ناحيهء غير به او برسد ، و معلوم است كه هدايت از ناحيه غير در صورت قبول هدايت خواهد بود ؛ و امّا اگر طبعاً قابل هدايت نباشد هدايت از غير به او نخواهد رسيد ؛ بنابراين جمله لا يهدى به عموم خود باقى بوده و معنايش چنين مىشود : كه هدايت بنفسه نشده باشد ، چه آنكه اصلًا هدايت نيافته باشد يا قابل هدايت بوده و هدايت بالغير يافته باشد . امام بايد هدايت به حقّ يافته باشد و در آن سه شرط است و بالجمله امام كسى است كه ذاتاً هدايت به‌حقّ يافته باشد ، نه هيچ‌يك از دو دسته ديگر ، و بنابراين امام كسى است كه از ضلالت و معصيت مصون باشد ، يعنى اوّلًا در تلقى معارف الهيّه و الهامات رحمانيّه اشتباه نكند و متن واقع در قلب او منعكس گردد ، بدون نَوَسان و اضطراب ، و دخالت نفس كه آن‌را به صورت ديگرى جلوه داده ، و تفسير بنمايد ؛ و ثانياً در ابلاغ احكام و هدايت