السيد محمد حسين الطهراني
223
امام شناسى (فارسى)
الحَوضَ « 1 » و « 2 » و در روايت موفّق بن احمد خوارزمى وارد است كه ابوثابت مىگويد : مولى ابىذر ، و بعد از بيان حديث امّ سلمه مىگويد : وَ لَقَدبَعَثْتُ إبْنِى عُمَر ، و ابْنَ اخى عَبْد الله بِنْ ابى امَيَّه ، وَ امَرْتُهُما انْ يُقاتِلا مَعَ عَلِىٍّ مَنْ قاتَلَه ، وَ لَوْ لا انَّ رَسولَ اللهِ امَرَنا انْ نَقِرَّ فى حِجالِنا و فى بُيوتنا ، لَخَرَجْتُ وَ كُنْتُ حَتّى اقِفَ فى صَفِّ عَلِىٍّ شهر بن حوشب مىگويد : من در نزد امّ سلمه نشسته بودم ، كه مردى اجازه دخول خواست . امّ سلمه گفت : كيستى تو ؟ گفت : من ابوثابت غلام على هستم . امّ سلمه گفت : خوش آمدى اى ابو ثابت بيا بنشين . ابوثابت داخل شد ، و امّ سلمه بهاو مرحبا گفت . سپس امّ سلمه گفت : اى ابو ثابت ! در آن وقتىكه دلها بهسوى مقاصد خود بهپرواز درآمد ، و هر دلى بهمقصدى و آرزوئى ، و دنبال شخصى پريد ، دل تو بهكجا پرواز كرد ؟ ابوثابت گفت دل من پيروى از على نمود . ام سلمه گفت : خوب جائى بار خود را فرود آوردى ! قسم به آن خدائى كه جان من در دست اوست ، حقاً از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : على با حقّ و قرآن است ، و حق و قرآن با على است ، و آن دو از هم جدا نخواهند شد ، تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . و سپس امّ سلمه گفت : من فرزند خود عمر ، و فرزند برادر خود عبد الله بن ابى اميّه ، را فرستادم ، تا در ركاب على با دشمنانش نبرد كنند ، و اگر رسول خدا ما زنان را امر نمىفرمود كه در خانههاى خود بمانيم ، و در آسايشگاههاى خود بياسائيم ، هر آينه من نيز براى حمايت على از منزل بيرون مىرفتم ، تا خود را به على رسانيده ، و با مردان در صف جنگجويان على بهكارزار با دشمنان او مشغول مىشدم .
--> ( 1 ) اين سه روايت را در ينابيع المودة ص 90 نقل مىكند ( 2 ) ينابيع المودة ص 90 از جمع الفوائد معيت على را با قرآن و عدم افتراق آنها را تا حوض روايت مىكند : و مىگويد للاوسط و الصغير