السيد محمد حسين الطهراني
201
امام شناسى (فارسى)
آيا اين وحى كه به زنبور عسل كرده است ، مانند وحى به قلب پيغمبران بود ، كه در هر لحظه بر قلب زنبور عسل وحى مىرسيده ، كه اين قِسم خانه بساز ، در اينجا سكنى گزين ، روى اين گُل بنشين ! سپس روى آن گل ! روى گل بدبو منشين ؟ يا آنكه اينطور نيست ، بلكه خداوند به قِسمى اين حيوان عجيب و لطيف را خلق فرموده است كه تمام كارهاى او بهارادهء خدا انجام پذيرفته ، و اين حيوان معصوم بدون هيچ دخالتى از نفس امّاره و آرزوهاى باطله و شخصيّت طلبى ها ، طبق برنامهء معيّن كه خدا ، در عالم تكوين براى او مقرّر داشته است ، در هر لحظه به امر و اذن پروردگار در راهى كه خدا معيّن نموده سير مىكند ، و طبق دعوت فطرت از روى اين گُل بر روى آن گل مىنشيند ، و شيرهء گل خوشبو را مىمكد ، در سقفها ، و كوهها و درختها ، خانه هندسى شكل عجيب مىسازد . اين وحى را وحى تكوينى گويند ، يعنى خدا در عالم تكوين و خارج ، تمام افعال و سكنات او را خود تنظيم نموده ، و بدون دخالت امر خارج كه او را در سير تكاملى خود از صراط مستقيم خارج كند ، او را در راهها و طرق سعادت و اعمال نيك طبق برنامه آفرينش حركت ميدهد . وحى خيرات به امامان آيه مباركه قرآن مىفرمايد : كه ما فعل خيرات را بهآنها وحى كرديم يعنى تمام افعال پسنديده كه از آنها ظهور مىكند ، به اذن ما ، و امر ما بوده ، و ملكوت آنها در دست مااست ؛ و بنابراين اعمال آنها بدون دخالت هيچ فكر نفسانى و هواى خودپسندى از آنها سر مىزند . آنها اعتبارانديش نيستند و براى محافظه كارى فعلى انجام نمىدهند و براى بهجا آوردن كارى در اعتبارات واهيّه نمىافتند كه سپس كار خود را بر اساس مصلحت تخيّليّه بهجاى آورند ، بلكه از تمام اين مراحل عبور نمودهاند . اراده آنها اراده خدا ، و فعل آنها از ضميرى پاك و بىآلايش ، بدون شائبهء منفعت طلبى و ملاحظه اجر و پاداش ، و عاقبت انديشى ، از آنها سر مىزند . آنها افرادى هستند كه خود فعل جزاى آنهاست ، و در صدد جزائى خارج از نفس و حقيقت فعل خود نيستند . اين فعل ، فعل خداست كه بهاراده و مشيّت خدا از آئينهء وجود و صُقْعِ نفس آنان هويدا و از مجرى و مجلاى وجود آنان طلوع مىكند .