السيد محمد حسين الطهراني
180
امام شناسى (فارسى)
تاثير مجالست در انسان اخلاق و ملكات و عقائد و روحيّهء افراد بنى آدم نيز از اين اصل كلّى خارج نيست ، بهتجربه ثابت است كه معاشرت با نيكان بر روى انسان اثر مىگذارد ؛ و معاشرت با بدان نيز مؤثّر است ، چه بسا شخص پاك فطرت و نيك كردارى كه در اثر برخورد با رفيق نااهل ، كم كم و رفته رفته آن صفاى باطن خود را از دست داده ، دلش تاريك ، و روحش خفه گرديده است ؛ و بالعكس شخص زشت كردارى در اثر برخورد با صاحب دلى ، تغيير روش داده ، و كم كم نيّت و بهتبع آن افعالش صالح ، و نيكو شده است . لذا در تعاليم اسلام بسيار وارد است كه انسان خوب است با نيكان صحبت داشته باشد ، و از انس و دلبستگى با اشرار خوددارى كند ، حتّى مجالست يك جلسه در انسان مؤثر است ، خواه به سكوت بگذرد ، و خواه به مذاكره ، چون تاثير ارواح در يكدگر محتاج به مذاكره نيست ، دو روحى كه با يكديگر انس و ملايمت دارند هر يك به روى ديگرى اثر مىگذارد . انسان براى آنكه اخلاق و صفات او به اخلاق و صفات انسانى كامل درآيد ، بايد دل و روحيّه خود را به اصل و علّت اخلاق و صفات نيك آشنا كند ، تا در اثر برخورد ، آن محامد در انسان اثر بگذارد ؛ بايد كانون دل خود را به منبع علم و معرفت و حيات متّصل كند ، تا از آن نيز بهقدر سِعِه و استعداد در او علم و معرفت و حياتى حاصل گردد . همانطور كه در لوله كشى آب شهرها يك منبع عظيم موجود و بهخانههاى بسيار ، طبق ظروف و استعدادات ، آب داده مىشود ، همينطور علّت و منبع حيات و معرفت بايد بهوسيلهء تسليم و پيروى و خضوع دلها بهقدر سعه و ظرفيّت آنها ، آنها را اشباع و سيراب نمايد . و براى اين موضوع دو امر ضرورت دارد ، يكى وجود آن اصل و علّت يعنى مبدء افاضهء علم و حيات ، و ديگرى تسليم و تلقّى و خضوع ، تا آن علّت بتواند كار خود را بنمايد ؛ چون تسليم براى تلّقى علم و معارف حكم شروط را داشته و از مقدّمات مُعِدّه محسوب مىگردد .