السيد محمد حسين الطهراني
148
امام شناسى (فارسى)
مشتهيّات نفسانى بودهاند مشغول تصفيه حساب بوده ، و با سِرّ و اندرون خود با خدا راز و نيازى داشتهاند ، و ائمّه عليهم السّلام مسلّماً از اين طبقه خواهند بود . امّا اصحاب يمين ، خوبانند كه افعال آنان طبق منطق عقل و دستور امام بوده ، از راستى و صدق و امانت و عبادت و كسب و كارهاى خير تجاوز ننمودهاند ، لذا آنان اهل بهشت و نامه عمل از طرف راست كه كنايه از طرف سعادت و فوز و نجات است به آنها داده خواهد شد ، و ليكن چون هنوز به حجابهاى قلبى محجوب بوده و نتوانستهاند يكسره غير خدا را فراموش كنند ، و پا بر عالم باطل و زينتهاى دلفريب دنيا بزنند ، بايد محاسبه شوند و آنان را در مقام و محلّ مقرّبين منزل و مقامى نيست . امّا اصحاب شمال ، همان افرادى هستند كه دستور عقل و انبياء را بهكار نبسته ، و بر عليه خود قيام نموده ، و از ستم به خويش خوددارى نكردهاند ، آنها اهل فسق و فجور و خيانت و كذب و جنايت هستند ، كه البتّه نامه عمل از طرف دست چپ كه كنايه از ناحيهء شقاوت و ظلمت و دوزخ است به آنها داده مىشود ، چون ظهور و بروز اين خيرات و بركات در مؤمنين و اين فجور و خيانتها در فاسقين به علّت ظهور ولايت امام بوده است ، بنابراين همه افراد امّت بوسيلهء امامشان به بهشت يا دوزخ مىروند . لذا در روايات بسيارى وارد است كه عَلِىٌّ قَسيمُ الْجَنَّةِ وَ النّارِ « 1 » على تقسيم كننده بهشت و دوزخ است . اين روايات نه تنها از طريق اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين وارد شده است ، بلكه از طريق عامّه نيز رواياتى در اين باره روايت شده است . ما براى اين روايات سه معنى مىكنيم كه آنها نيز مترتب بر يكديگر مىباشند . يعنى در سه مرحله متفاوت از نقطه نظر ظهور و خفا آنها را تفسير مىنمائيم : معناى روايات وارده بر اينكه علىٌّ قسيم الجنّة و النّار اوّل : از نقطه نظر عمل ، و آن اينكه أميرالمؤمنين كه از طرف خدا داراى مقام ولايت و امامت بوده ، فعل و گفتارش حجّت است يعنى افراد مسلمان بلكه تمام افراد بشر ، بايد در تمام شئون حياتى خود به آن حضرت اقتدا كنند .
--> ( 1 ) ينابيع المودة 83 - 85