السيد محمد حسين الطهراني
135
امام شناسى (فارسى)
تحقّق أميرالمؤمنين به مقام امامت و ولايت القابى كه حضرت رسول الله به أميرالمؤمنين دادهاند مجموعا دلالت بر اين درجه براى حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام مىكند ، قندوزى روايت كند كه آن حضرت فرمودند : يا عَلِىُّ انْتَ تُبْرِءُ ذِمَّتى وَ انْتَ خَليفَتى عَلى امَّتى « 1 » اى على تو هستى كه ذمهء مرا ابراء مىكنى ، و جانشين من بر امت من هستى ! بايد دانست كه مقصود از ابراء ذمهء اين نيست كه على أميرالمؤمنين من باب مثال چند درهم قرض رسول الله را بپردازد ، بلكه منظور آناست كه عهدى كه با خدا بستهام كه اداء رسالت كنم و حقّ را به مردم برسانم ، و آنها را به سوى خدا هدايت كنم ، اى على ! تو هستى كه اين دين را ادا مىكنى ، و براى انجام اين منظور كمر بستهاى ! و به واسطه نفس قدسيّه خود با قلوب و ارواح بنى آدم از باطن ، و با زبانها و افعال آنها در ظاهر سر و كارى دارى ! و نظير همين معنى است رواياتى كه دلالت مىكند كه يا عَلِىُّ انْتَ تَقْضى دَيْنى ، تو هستى كه دين مرا ادا مىكنى ، و اين دسته از روايات نيز بسيار است . ابن جوزى با اسناد خود از احمد بن حنبل با اسناد متّصل از انس روايت مىكند كه : ما به سلمان فارسى گفتيم : از رسول خدا سؤال كن : كه وصىّ او كيست ؟ فسأل سلمان رسول اللّه صلّى الله عليه و آله ، فقال : مَنْ كانَ وَصِىُّ موسَى بْنِ عِمْران ؟ فَقالَ : يُوشَعُ بْنُ نوٍن قالَ : انَّ وَصيّتى وَ وارِثى وَ مُنْجِزُ وَعْدى عِلىُّ بْنُ ابيطالِبٍ عليه السّلام . سلمان از رسول الله سؤال نمود ، حضرت فرمودند : وصىّ موسى بن عمران كه بود ؟ سلمان گفت : يوشع بن نون بود ، حضرت فرمود : به درستى كه وصىّ من ، و وارث من ، و وفا كننده به سرعت به وعدهء من ، على بن ابىطالب عليهالسّلام است . سپس گويد : اگر گفته شود كه حديث وصيّت را ضعيف شمردهاند ، گوئيم : آن حديثى را كه ضعيف شمردهاند در سلسلهء سند او اسمعيل بن زيادة است ، كه دارقطنى درباره او سخن گفته ، و علّت گفتگو درباره او اين است كه بعد از آنكه
--> ( 1 ) ينابيع المودة ص 348