السيد محمد حسين الطهراني

120

امام شناسى (فارسى)

بنى هاشم نمىتوانند با آن قبايل نبرد نموده ، حاضر به دِيَه مىشوند ، و اين مهمّ نيست آنها ديه آن حضرت را به بنى هاشم مىپردازند . بر اين ميعاد تصميم گرفتند ، و از هر قبيله يك شخص شجاع انتخاب نمودند ، تا در شب معيّن بدون اطلاع احدى در منزل رسول خدا ريخته ، و بدن مباركش را در زير شمشير قطعه قطعه كنند . در اين تصميم نهايت جدّ را به‌خرج داده و آن‌را مخفى داشتند ، چون زمان آن فرا رسيد و همه حاضر و آماده بودند كه در شب به منزل پيغمبر بريزند ، جبرائيل آن حضرت را از اين قضيه آگاهى داد . « وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ » « 1 » . و آن حضرت را امر نمود كه أميرالمؤمنين را در جاى خود و در بستر خود بخواباند ، و خود از مكّه به مدينه هجرت كند . حضرت رسول اكرم ، أميرالمؤمنين را طلبيدند ، و فرمودند كه خداى من به من امر نموده است كه امشب هجرت كنم ، آيا راضى هستى در بستر من بخوابى ، تا كفار قريش تو را به‌جاى من گيرند ، و از رفتن من اطلّاع حاصل نكنند ؟ أميرالمؤمنين عرض كرد : يا رسول الله ! اگر من در جاى شما بخوابم جان شما به‌سلامت خواهد بود ؟ فرمود : بلى ، عرض كرد جان من فداى شما باد ، خندان و شاد شد ، و فوراً به سجده افتاد ، و اين اوّلين سجده شكرى است كه در اسلام به‌جاى آورده شده است . أميرالمؤمنين خود را حاضر نمود كه شب در منزل رسول الله در بستر آن حضرت بيتوته كند ، و در هر لحظه خود را طعمه ده‌ها شمشير برّان قرار دهد . « ابن اثير » با اسناد خود از « ابن اسحق » روايت كند كه چون اصحاب آن حضرت براى مرتبه دوّم به مدينه هجرت كردند ، آن حضرت انتظار مىكشيد كه جبرائيل بيايد ، و او را امر به خروج از مكه كند به‌سوى هجرت به مدينه ، تا زمانى كه قريش مجتمع شدند ، و آنچه را كه مىخواستند در كشتن پيغمبر از غدر و مكر تصميم گرفتند ، و جبرئيل آن حضرت را امر كرد كه شب در مكانى كه بيتوته مىنموده است ديگر نخوابد .

--> ( 1 ) سوره الانفال ، ( 8 ) آيه 30