السيد محمد حسين الطهراني

108

امام شناسى (فارسى)

از نور وجود حق تعالى مستفيض شده ، و از تابش آن نور پاك در آئينه هستى خود به ظهور آمده ، و لباس هستى در بر كرده است . معناى خلقت بيرون آمدن چيزى از ذات مقدّس و ايجاد چيزى مستقلّ در خارج نيست ، به‌طورىكه در اصل وجود و يا در استمرار آن و يا در صفت و فعل متكّى به‌خود بوده ، و بر پاى خود ايستاده باشد . بنابراين تمام عالم هستى ، به‌جز ذات پروردگار قائم به او هستند ، و اتّكاء و اعتماد به دو دارند ؛ به‌طورىكه اگر يك لحظه اين قيام و اتّكاء و اعتماد و بستگى بريده شود ، عالم خلقت در ظلمتكدهء عدم و نيستى فرو مىرود . « يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ » ( سوره فاطر ( 35 ) آيه 15 ) . اى مردم ، تمام شما به تمام شراشر وجود هستى نيازمندانى به‌خدا هستيد و فقط خداست كه بىنياز است و اوست كه سزاوار تحميد و ستايش است . روى اين اصل ، اظهار عجز و مسكنت و نيستى كه پيامبران به‌درگاه الهى مىنموده‌اند ، و در برابر ذات اقدس حضرت ذو الجلال خود را فقير و خالى و تهى مىديدند ، و در مناجات‌ها سيماى مذلّت بر خاك مىسودند ، نه از روى تصنّع و تعارف بوده است ؛ بلكه حكايت از يك امر واقعى مىكرده است . پس در اين جهت ما بين پيامبران و امامان با ساير مردم از هر صنف و طبقه هيچ تفاوتى نيست كه هر كس هر چه دارد به‌خدا دارد ، و با خدا دارد ، و بدون خدا هيچكس هيچ ندارد . اساس عالم هستى مبنى بر اختلاف در موجودات است بحث دوّم : اساس عالم هستى مبنى بر اختلاف در ظهورات و تجليّات است . اين مسئله در فلسفه تحت عنوان الوَاحِدُ لَا يَصْدُرُ مِنْهُ الَّا الوَاحِدُ ( از چيز واحد جز چيز واحد صادر نمىشود ) و در عرفان تحت عنوان لَا تِكْرارَ فِى التَّجَلّى ( در تجليّات ذات مقدّس پروردگار هيچ‌گاه تكرار به‌وقوع نمىپيمودند ) مشهود عرفاء عالى مقدار از اولياء ذوى العزّة و المقدار و مورد بحث حكماى راشدين اسلام است . يعنى در تمام عالم آفرينش دو موجودى كه من جميع الجهات با يكديگر