السيد محمد حسين الطهراني
41
الله شناسى (فارسى)
خورشيد ظاهر گردد براى سايهها وجودى نيست . پس وجود سايهها به خورشيد است و ليكن غيبت و انعدامشان از خورشيد بواسطهء جرم خورشيد و اشعّهء آن مىباشد . و اين بدان جهت است كه اگر خورشيد با شكلش و شعاعش ظهور كند ، ظِلال و سايهها فانى مىشوند و از اصل وجود و هستيشان متلاشى مىگردند . و چون خورشيد با ذات و جرمش از ظلال غايب شود و ليكن فقط از جهت اثر ظهورى براى آنها داشته باشد ، آن ظلال بر اصل قرار وجودى خويش باقى مىمانند ، و سايهاى مىشوند كه متعيّن به وجود ظلّيّهء خود مىباشند . لهذا در حقيقت ، وجود نيست مگر براى شمس و اثر شمس . براى ظلال چيزى نيست مگر اسم و اعتبار . و مىدانيم ما كه اسم و اعتبار دو امر عدمى هستند و موجوديّتى در خارج ندارند ، بنابراين همگى وجود موجودات بالنّسبه به وجود حقّ اينطور مىباشند . چون حقّ اگر با وجود خود ظهور كند ، براى مخلوق وجودى باقى نمىماند . زيرا وجود خلق - كما تقدّم - چيزى نمىباشد مگر اضافى اعتبارى . و اضافه و اعتبار در خارج موجود نيستند . استدلال سيّد حيدر : اثبات وحدت وجود از آيه كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ بنابراين اصل ، وجود حقيقى نمىباشد مگر از براى حقّ ؛ و اينست معنى قول خدا : كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ . « 1 » يعنى تمام موجوداتى كه اضافه و نسبت با حقّ دارند ، در نفس الامر همگى هالك و نابودند مگر ذات او . ذات باقى است ابداً . لَهُ الْحُكْمُ يعنى بقاء حقيقى ابدى از براى اوست . وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ يعنى جميع اين موجودات
--> ( 1 ) ذيل آيه 88 ، از سورهء 28 : القصص ؛ و صدر آيه اينست : وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ