السيد محمد حسين الطهراني

39

الله شناسى (فارسى)

طمع ننمايند در آن ، قِشريّين و صاحبان پوستهء بدون مغز و لُبّ ؛ آنان كه اهل ظاهرند و اهل تفكّر و انديشه‌اند و بس . و اين به جهت آن مىباشد كه اين دسته نسبت به انبياء و اولياى كُمَّلين كه ايشان أُولو الالباب هستند ، همچون پوست و قشرند نسبت به مغز و لبّ . استدلال سيّد حيدر بر وحدت وجود از حديث كميل به احسن وجه و مع‌ذلك ما الآن شروع مىكنيم در بيان و تفسير آن يك‌بار دگر بلكه بارهاى عديده ، با نيكوترين وجه و لطيف‌ترين أمثله ؛ و در ايصال اين معانى به ذهن تو كوشش مىنمائيم ، و در آن ايصال بر خداى تعالى اتّكال مىكنيم . و بنابراين اساس مىگوئيم : بدانكه چون تو اين مسئله را به تحقيق و برهان به اثبات رساندى كه وجود واحد است ، و آن مطلق است و مقيّد نمىباشد ، و آنكه موجودات مقيّده منسوب بدان وجود مطلق هستند ؛ در اين صورت دانستى كه موجودات مقيّده در حقيقت وجود ندارند . چرا كه وجودشان اضافيّهء نسبيّه است . زيرا عبارت مىباشند از اضافه و نسبت مطلق به مقيّدى كه اين اضافه و نسبت تحقّقى در خارج ندارد . و همچنين دانستى كه وجود مطلق همان مقيّد است بعينه و ليكن با وجهى ديگر . و دانستى كه مقيّد همان مطلق است با قيد اضافه . و دانستى كه در خارج موجودى وجود ندارد مگر وجود مطلق . به سبب آنكه اگر تو اضافات و نِسَب را در جميع موجودات اسقاط كنى ، وجود را بر صرافت وحدت و مُحوضَتِ اطلاق خود خواهى يافت ، و وجود مقيّد را موجود به وجود مطلق ، و معدوم بدون آن خواهى يافت . و اينست معنى كلامشان : التَّوْحيدُ إسْقاطُ الإضافات « 1 » .

--> ( 1 ) در « گلشن راز » از طبع عماد اردبيلى ، ص 77 در ضمن تعريف خرابات گويد : خراباتى شدن از خود رهائى است * خودى كفر است اگر خود پارسائى است