السيد محمد حسين الطهراني

353

الله شناسى (فارسى)

بايد بخوانند : شما « شفا » را شروع كنيد ، به مناسبت نظريّه‌هاى خود را نيز بگوئيد . مرحوم علّامه پذيرفت . وقتى اين خبر را به آية الله بروجردى دادم خيلى خوشحال شدند . خلاصه آية الله بروجردى فلسفه خوانده بودند و مخالف فلسفه نبودند ؛ ولى شرائط زمانى و برخى مسائل ديگر ، ايشان را بر اين امر واداشت « 1 » تفسير « وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً » و امّا در تفسير و مفاد : وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ . ( يعنى در خداوند ذلّتى وجود ندارد تا وى را در مواضع ضعف و مواقع فقدان قدرت ، كمك و مساعدت نمايد . ) مرحوم حاجى قدّس الله نفسه اين‌طور تفسير كرده است : أي لَم يَتَّخِذْ وَليّاً يُعاوِنُهُ لِمَذَلَّةٍ فيهِ تَعالَى عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبيراً . « 2 » چون وجود حضرت حقّ اطلاق دارد و وحدت او بالصِّرافه مىباشد ، لهذا چيزى خارج از ذات و إنّيّت وى تحقّق ندارد تا وجود او بدان كامل و مكمّل گردد و رفع نياز نمايد . و نيز در تفسير اين فقره : يَا مَنْ هُوَ عَزِيزٌ بِلَا ذُلٍّ ، يَا مَنْ هُوَ غَنِىٌّ بِلَا فَقْرٍ ، يَا مَنْ هُوَ مَلِكٌ بِلَا عَزْلٍ ! ( اى كسى كه عزيز هستى بدون ذلّت ؛ اى كسى كه بىنياز هستى بدون نيازمندى ! اى كسى كه سلطانِ حكمران هستى بدون عزل و كناره روى ! )

--> ( 1 ) ) ! مجلّهء « حوزه » شماره 43 و 44 ، فروردين و ارديبهشت و خرداد و تير 1370 ، به مناسبت سى امين سال درگذشت آية الله العظمى بروجردى قدّس سرّه ص 254 و 255 ، در مصاحبه‌اى كه تحت عنوان « مبانى و سبك استنباط آية الله بروجردى » صورت پذيرفته است . ( 2 ) « شرح الاسماء » طبع دانشگاه ، ص 609 ، ضمن تفسير فصل 62 ( سب ) از آن دعاى مبارك .