السيد محمد حسين الطهراني
324
الله شناسى (فارسى)
دوّمى شَقيق بَلخى بود كه بوسيلهء حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام از گناهان توبه كرد و اختصاص به آن جناب پيدا نمود . سوّمى مَعروف كَرْخى بود كه او هم بعلّت تقيّه و ترس از مخالفين به اسم دربانى سالها ملازم حضرت رضا عليه السّلام شد . « 1 » اين سه نفر بعلّت حقائق و معارفى كه از آن سه امام كسب كرده بودند و به ديگر زهّاد و عبّاد تعليم دادند ، زهد و عبادت را توأم با معارف مخصوصى نمودند كه در عصر بنى اميّه سابقه نداشت . و پرواضح است كه معارف و حقائق ائمّهء مذكور همانهائى بود كه پيغمبر اكرم به علىّ عليه السّلام تعليم داده ، و از او به فرزندانش ، و از فرزندانش به مستعدّين انتقال يافته است . و چون اين ائمّهء مذكور ، معلّمى غير از پدران خود
--> - « كشكول » طبع مصر در ج اوّل ، ص 86 راجع به بايزيد بسطامى مطالبى دارد و گويد : « وى سقّاى حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام بوده است بدون شكّ و اشكال . اين قضيّه را جماعتى از اصحاب تاريخ ذكر كردهاند ، و امام فخر رازى در بسيارى از كتب كلاميّهاش آورده است ، و سيّد جليل رضىّ الدّين علىّ بن طاوس در كتاب « طرائف » ذكر نموده است ، و علّامهء حلّى در شرح خود بر « تجريد الاعتقاد » خواجهء طوسى آورده است . تا پايان كلام او در اين مسئله . أقول : در كتاب « طبقات » شعرانى ، ج 1 ، ص 5 از بايزيد نقل كرده است كه او به علماء عصر خود فرموده است : أخذْتم عِلمَكم من علماءِ الرُّسوم ميِّتاً عن ميِّتٍ ؛ و أخذْنا عِلمَنا من الحىِّ الّذى لا يموت ! ( 1 ) در كتاب « طبقات الصّوفيَّة » تصنيف أبو عبد الرّحمن سُلَمى ، ص 85 گويد : « معروف كرخى به دست حضرت امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام اسلام آورد . و پس از مسلمان شدن ، حاجب و دربان او گشت . روزى شيعيان بر در خانهء حضرت امام علىّ بن موسى عليه السّلام ازدحام كردند و استخوان دندهء سينهء او را شكستند ، بدين سبب رحلت نمود و در شهر بغداد مدفون شد . »