السيد محمد حسين الطهراني

310

الله شناسى (فارسى)

نيز اسمى بيش نيست ، بلبلى و گلى و نداى فراق و يا شادى و صلى و شعرى و آهنگى و نغمه‌اى در ميان نيست إلّا الحَقَّ تَعالَى و تقدَّس . و آن كس يعنى آدمى عاقلِ ذى شعور يا ملائكه يا جنّيانى كه از اين بلبل و نغمه تعريف و تحميد مىنمايند و پاسدار اين واقعيّت مىباشند ، در حقيقت نيز اسمائى بيشتر نيستند كه بر روى حقّ و جمال مطلق حقّ پوشيده شده ، و آن را عنوان بخشيده ، و اسم و حَدّ و رسم براى ذات و صفت و فعل مقدّسش بوجود آورده است . انسان و جنّ و فرشته ، اسماء حقّ مىباشند نه حقّ . اسم را بردار كه تو بر روى آن نهاده‌اى ، غير از حقّ چيزى در ميانه نيست ! اينست معنى الْحَمْدُ لِلَّهِ كه در شبانه روز بارها و بارها در نمازها و غير آن و در قرآن و غير آن بر زبان جارى مىنمائيم . و ملاحظه فرموديد كه ما مطلبى را از خارج ، نه آيه‌اى و نه روايتى و نه شعرى و نه گفتار مرد عارف و زنده‌دلى را شاهد براى اين مدّعى نياورديم ! اين معنى لطيف از خود متن اطلاقى حمد و از اختصاص آن به خداوند بدست آمد . حصر حمد در ذات الله تعالى ، و حصر تسبيح ، و حصر تكبير و حصر تهليل ما ، و حصر علم و قدرت و حيات و سائر اسماء و صفات حقّ متعال از اين قبيل است ، كه در قرآن كريم ، به همين منوال در آيات مباركات مُنزلهء از آسمان قرائت مىكنيم : هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ؛ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ، * هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ، * هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ، * هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ ، * هُوَ الْقادِرُ ؛ و أمثال آن كه سراسر اين كتاب آسمانى و وحى مبين الهى را فرا گرفته است . شما را به خدا سوگند آنچه را كه از اوّلين و آخرين اهل معرفت و مشتاقان و والهان و عاشقان و واصلان جمال و جلال حضرت احديّت گفته‌اند و مىگويند ، آيا مىتوان براى آن معنى و مفهوم و مراد و مفادى غير از همين لفظ مبارك الْحَمْدُ لِلَّهِ تصوّر