السيد محمد حسين الطهراني

305

الله شناسى (فارسى)

مواقع را اصلاح كند . و به عبارت و وجه ديگرى ، هيچ موجودى هم جنس با خداوند نيست تا اينكه فرزند او قرار گيرد درصورتىكه آن موجود پست‌تر از مقام حقّ باشد . و يا شريك با او قرار گيرد درصورتىكه آن موجود در مرتبهء او و مساوى او در درجه باشد . و يا ولىّ و مددكار با او قرار گيرد درصورتىكه در قدرت و سلطنت بر او فائق آيد و بلندمرتبه‌تر و اعلا درجه نسبت به او باشد . و اين آيه در حقيقت ثناى وى است ، به سبب آنكه مُلك و قدرت و سلطنتى كه از آنِ اوست و بر آن متفرّع مىگردد نَفى وَلَد و نفى شريك و نفى ولىّ ، اطلاق دارد . و بدين جهت است كه خداوند پيامبرش صلّى الله عليه و آله را امر كرده است كه او را « تحميد » نمايد نه « تسبيح » ؛ با اينكه نفى ولد و نفى شريك و نفى ولىّ ، صفات سلبيّهء حقّ مىباشند و آنچه مناسب با صفات سلبيّه مىباشد تسبيح است نه تحميد . خوب اين مهمّ را بفهم ! و خداوند سبحانه در پايان آيه با كلام وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً آيه را خاتمه داد ، و اين تكبير و به بزرگى ياد نمودن را بطور مطلق بيان فرمود بعد از توصيف و تنزيهى كه در اينجا آورده بود ؛ و لهذا معنايش اين‌طور مىشود كه او بزرگتر است از هر وصفى . و روى همين زمينه است كه اللهُ أكْبَرُ تفسير شده است به آنكه : خداوند بزرگتر است از آنكه به توصيف درآيد ، بنا بر روايتى كه از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در تفسير آن وارد شده است . و اگر معنى آن اين‌طور بود كه اللهُ أكبرُ مِن كُلِّ شَىْءٍ ( خداوند بزرگتر است از تمام چيزها ) اين جمله خالى از توهّم آن نبود كه اشياء با حقّ تعالى در مُفاد و