السيد محمد حسين الطهراني

274

الله شناسى (فارسى)

با درايت مقدار مختصرى از سورهء توحيد آشنا شديم ، لازم است بحثى كوتاه در كيفيّت شناسائى وى از راه عقل و انديشه ، و يا از راه شهود و وجدان بنمائيم تا مسير هر يك از اين دو طريق و مقدار كاربرد هر يك از آنها جداگانه مشخّص و معلوم گردد : راه خداشناسى ، از برهان و طريق عقل و فلسفه : بعضى را عقيده بر آنست كه بايد انسان براى عرفان و شناسائى حضرت حقّ متعال ، از طريق انديشه و تفكّر پيش برود . در موجودات فكر نمايد ، و بر اساس برهان مقدّماتى را بچيند و خدا را بيابد . اين مكتب ، مكتب ادراك است . مقدّمات معلومهء ضروريّه را انسان بر مىدارد و با هم تركيب مىكند و نتيجه مىگيرد . آن نتيجه ، شناسائى خداوند است از راه تفكير و انديشه و تعقّل . مثلًا مىگوئيم : اين عالَم متغيّر است ، و چون متغيّر است حادث است . زيرا هر موجودى كه در ذات خود ثابت نباشد نمىتواند قِدمَت داشته باشد . بنابراين اين عالم هم كه يكى از افراد كبراى كلّى و قضيّهء كلّيّه مىباشد ، حتماً حادث خواهد بود . حادث ، مُحْدِث مىخواهد . متغيّر متحرّك نياز به مُغيِّر مُحرِّك دارد ؛ پس يك موجود قديم ازلى مُغيِّر مُحرِّك بايد وجود داشته باشد تا اين سلسله موجودات متغيّرهء متحرّكهء حادثهء ممكنه بدان بستگى و پيوند داشته باشند . مواجههء حضرت إبراهيم عليه السّلام با قومش از طريقهء بحث عقلى همان‌طور كه حضرت إبراهيم عليه السّلام بدين‌طريق مواجه با قومش شد : قَالَ أَ فَرَأَيْتُمْ ما كُنتُمْ تَعْبُدُونَ * أَنتُمْ وَ آباؤُكُمُ الاقْدَمُونَ * فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِى إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ . الَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ * وَ الَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَ يَسْقِينِ . وَ إِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ * وَ الَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ . وَ الَّذِى أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيئَتِى يَوْمَ الدِّينِ .