السيد محمد حسين الطهراني

269

الله شناسى (فارسى)

فَيَكُونُ . وَ الصَّمَدُ الَّذِى أَبْدَعَ الأشْياءَ فَخَلَقَهَا أَضْدَاداً وَ أَشْكَالًا وَ أَزْوَاجاً . وَ تَفَرَّدَ بِالْوَحْدَةِ بِلَا ضِدٍّ وَ لَا شَكْلٍ وَ لَا مِثْلٍ وَ لَا نِدٍّ . « از حضرت امام باقر عليه السّلام روايت است كه فرمود : معنى صمد عبارت است از سيّد و سالارى كه مورد اطاعت است . آنكه بالا دست او هيچ امركننده و نهىكننده‌اى وجود ندارد . و از حضرت امام حسين سيّد الشّهداء عليه السّلام روايت است كه فرمود : معنى صمد آن چيزى است كه جوف ندارد . و صمد آن كسى است كه خواب نمىكند . و صمد آن كسى است كه از ازل بوده است و تا ابد خواهد بود . و از حضرت امام سجّاد عليه السّلام روايت است كه فرمود : صمد آن كس است كه چون بخواهد چيزى هست بشود به آن مىگويد : بشو ! و آن چيز مىشود . و صمد آن كس است كه اشياء را ابداع كرده است ، و آن را به صورت أضداد و أشكال و أزواج آفريده است . و متفرّد به يگانگى و وحدت گشته است درحالىكه نه ضدّى دارد و نه شكلى و نه مثلى و نه نِدّى . » و اصل در معنى صَمَد همانست كه ما آن را از حضرت امام محمّد تقى أبو جعفر ثانى عليه السّلام نقل نموديم . زيرا در معنى لغوى و مادّهء آن معنى قصد كردن لحاظ گرديده است . بنابراين ، معانى مختلفه‌اى كه از ائمّه عليهم السّلام روايت شده است عبارت است از تفسير به لازم معنى ، به جهت آنكه آن معانى مذكوره عبارت مىباشد از لوازم بودن خداى تعالى مقصد و مقصودى كه تمام اشياء در تمام نيازمنديهايشان به او رجوع مىنمايند . پس جميع مخلوقات و موجودات بازگشتشان به سوى اوست بدون آنكه در خود او حاجتى وجود داشته باشد . و در كتاب « توحيد » صدوق از وَهَب بن وَهَب قُرَشىّ از حضرت امام جعفر صادق از پدرانش عليهم السّلام روايت است كه اهل بصره نامه‌اى