السيد محمد حسين الطهراني
254
الله شناسى (فارسى)
نمىكند . نه از جهت آنكه مسلوب الإرادة و الاختيار است ، بلكه چون حكيم است ، عليم است ، قادر است ، محتاج نيست ، آز و كينه ندارد ، حقّ است . خداوند اگر بخواهد جميع فرشتگان سماوى و پيامبران زمينى و اولياى خودش را يكسره به جهنّم گسيل دارد مىتواند و اختيار دارد ، نه قدرت او محدود است نه اختيار از او سلب گشته است ؛ امّا اين كار را بر اساس اراده و اختيار خودش نمىكند . چون وجودش واسع است و گسترده ، به جائى برخورد نمىكند و به بن بست منتهى نمىشود ؛ لهذا خلف وعده نمىكند چون نياز به خلف وعده ندارد . اين عمل در برابر وعدههائى كه به مؤمنين داده است ستم محسوب مىشود و خداوند ظلم و ستم نمىكند . لهذا از روى اختيار و ارادهء خود همه را به بهشت مىبرد . نه آنكه در بهشت بردنِ بهشتيان و در جهنّم انداختن جهنّميان مجبور باشد . جبر و اضطرار اساساً در آن مقام واسع عليم معنى ندارد . از اينها گذشته ، چه كسى گفته است اختيار ما موهوم است ؟ ما اختيار داريم اختيار حقيقى ، به مثابهء حقيقى بودن سائر امور اصيلهء غير موهومه ، و در رديف بقيّهء حقائق عالم وجود . انكار اختيار از ما به منزلهء انكار امور ضروريّه و حتميّه است ، و بايد به اشاعره كه در اين امر اصرار بر عدم واقعيّت آن دارند نسبت غير عقلائى بودن افراد و مكتبشان را داد كسى كه رجوع به عقل را منكر شود ، بايد جزو بهائم محسوب گردد هر مكتبى كه منافى شهود و وجدان ، و يا تفكّر و تعقّل ، و يا علم و واقع باشد ، از درجهء اعتبار ساقط است . آن مكتب باطل است . خداوند سبحانه و تعالى شأنه وجود انسان را بر يك اصولى سرشته است كه تمام علوم حقّهء حقيقيّهء او متّكى به آن اصول است . اگر ما عقل را منكر