السيد محمد حسين الطهراني

251

الله شناسى (فارسى)

اشاعره قائلند كه جميع كارهائى را كه انسان بجاى مىآورد و از روى اختيار انجام مىدهد ، از صلاة و صوم و حجّ و عمره و جهاد و كسب در جانب طاعات ، و از زنا و شرب خمر و قمار و دزدى و تعدّى به نواميس و قتل و غارت و ديگر جنايات و خيانات در جانب معاصى ؛ همه و همه مستند به خداوند است و انسان در هيچ‌كدام از آنها مختار نبوده است . فعل ، فعل حقّ است و آدميان در اتيان آن مضطرّ و مجبور مىباشند . گرچه در هنگام فعل ، خود را با اختيار مىبينند و ليكن اين اختيار ، پندارى بيش نيست . زيرا همه و همه در تحت قوّهء قاهره و سيطره و هيمنهء او ، خواهى نخواهى بايد به حركت درآيند . و از طرفى خود خداوند هم در افعالش كه از وى بروز مىكند اختيار ندارد . اين افعال عبارت مىباشد از تراوشات ذات او كه از لوازم لا تَنفكّ وجود اوست . لهذا بايد گفت : هم خداوند در آفرينش آسمانها و زمين و ما بينهما و عالم ملك و ملكوت - چه در ابتداى خلقت و چه در بقا و استدامهء آنها - مجبور و مضطرّ مىباشد ، و هم جميع خلائق از فرشتگان و جنّيان و انسيان و حيوانات و سائر موجوداتى كه ما هم هنوز نتوانسته‌ايم به تصوّر آوريم ؛ همگى در كارها و كردارشان مجبور و مضطرّند ، همچون عقربهء ساعت كه در چرخش خود بدون اختيار است ، و همچون سنگ آسيا كه باد يا آب آن را به گردش در آورده ، و يا همچون سائر ماشينهائى كه در تكنيكها و كارخانجات خود به خود بدون اختيار مشغول عملكرد و انجام وظيفهء مُحوَّلهء به آنها هستند . اين يك جهت مهمّ و اصلى از عقيدهء اشاعره است كه آنان را از اماميّه جدا مىسازد . جهت ديگر از عقيدهء ايشان مسألهء عدل است . آنها معتقدند كه خداوند عادل نيست ، و عدالت از صفات وى نمىتواند بوده باشد . آنها مىگويند : عدالت او منافات با « فَعّالٌ لِما يَشاءُ وَ حاكِمٌ لِما يُريدُ » بودن او دارد ؛ و آيه