السيد محمد حسين الطهراني

228

الله شناسى (فارسى)

رساله‌نويسان ، تا صاحب ولايت الهيّه نباشند ، در روز قيامت موقف خطرناكى دارند ما كه به عنوان مرجع و ولىّ فقيه رساله طبع مىكنيم ، يعنى جان و مال و ناموس و عِرْض مردم مسلمان را بدست مىگيريم و در تحت پوشش اراده و قواى فكرى خود مسلّط مىپنداريم ، نبايد لا أقلّ در مسألهء توحيد هم قدمى زنيم ؛ و خداى ناكرده اين فتاوى موجب هتك نفوس و اموال و نواميس و اعراض نگردد . ما لازم نيست خود را پاسدار و نگهبان جا بزنيم ؛ لا أقلّ دشمنِ شمشير بدست بر نفع خصم مشرك ، و بر ضرر اين فرد مسلم موحّد نبوده باشيم ! « ما را به خير تو امّيد نيست ؛ شرّ مرسان ! » استدلال به آيات قرآن براى اثبات دوئيّت حقيقى بين خالق و مخلوق ، فاسد است نكتهء چهارم : پس از آنكه معلوم شد صحّت گفتار خالق و مخلوق ، و آمر و مأمور ، راحم و مرحوم ؛ و وجه صحّت و علوّ اين تعابير بنا بر رأى پيشگامان فلسفه و عرفان اسلامى أمثال محيى الدّين عربى و تلامذه‌اش همچون قونَوىّ و قَيصرىّ ، و مثل عالم فقيه نبيل و عارف بىبديل غائب از انظار و افكار در مدّت هفت قرن : سيّد حيدر آملى ، و مثل فقيه و حكيم خبير و بصير و دانشمند فرزانهء الهى : ملّا صدراى شيرازى و أمثالهم كه حقّاً و واقعاً حقّى عظيم بر اسلام و مسلمين و مؤمنين و پيروان أمير المؤمنين عليه أفضل الصّلوات و أكمل تحيّات المصلّين دارند كه با كتب برهانيّه و شهوديّهء خود به اسلام خشك شده در اثر غلبهء افكار حشويّه و ظاهريّون و اخباريّون تهى مغز و سبك درايت ، جان نوينى بخشيدند و درخت توحيد را از نو آبيارى كردند و خُطَب « نَهج البلاغة » را باز به خاطرها آوردند ؛ اينك عرض مىكنيم : عبارتى را كه مرحوم آية الله حكيم قدّس سرّه در پايان تعليقه و فتواى خود مرقوم داشته بودند كه : وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ « و نيست توفيق من مگر بواسطهء خداوند . من بر او توكّل كرده‌ام ، و