السيد محمد حسين الطهراني

226

الله شناسى (فارسى)

خودشان به‌سويشان بيايد . و كافران گفتند : اين مرد سحركننده و بسيار دروغگو مىباشد ( دروغ ساز است ) . آيا او خدايان كثيره و متعدّدهء ما را يك خدا كرده است ؟ اين مسئله از چيزهائى است كه زياده از حدّ موجب تعجّب مىباشد . « 1 » و سران مستكبر قومشان بر اين تصميم و منهاج برآمدند كه : بايد طريقه و راه و روش خودتان را ادامه دهيد و بر پرستش خدايان بسيارتان ثابت قدم و استوار باشيد . ( يا با قيام پيغمبر كه شما را به توحيد فرا مىخواند و بر خدايان بسيارتان خرده مىگيرد و اين از وقايع و پيش‌آمدهاى زشت زمانه است ، بايد مقاومت نمائيد ! ) اين كارى است كه مورد پسند و خواست و ارادهء جميع ملّت ماست . ما حتّى در آخرين ملّتى كه آمده است ( ملّت مسيح و مذهب نصارى ) نشنيده‌ايم كه مردم را به وحدت خداوند بخوانند . بنابراين ، دعوت محمّد جز بافتگى و دروغ اندازى از نزد خودش چيز ديگرى نمىتواند بوده باشد . آيا وحى و قرآن ، از ميان ما جميع مردمان فقط به سوى وى نازل گشت ؟ ! بلكه اين مردم كافر از نزول قرآن كه ذكر من است در ريب و شكّ و ترديد بسر مىبرند ؛ بلكه هنوز طعم عذاب مرا نچشيده‌اند . ( تا بدانند كه نتائج قول به كثرت خدايان و تعدّد وجود و موجود و آلهه چه بلاى خانمانسوزى بر سرشان آورده است ) ! ؟ »

--> ( 1 ) در « أقرب الموارد » آورده است : العُجاب بالضّم : ما جاوَز حَدَّ العَجَب . أمرٌ عَجَبٌ و عُجابٌ و عُجّابٌ ، بِتَخفيف الجيمِ و تَشْديدِها للمبالغة : أى يُتَعجَّب منه . و عَجَبٌ عُجابٌ : مُبالغةٌ . بنابراين معنى عُجاب عبارت است از چيزى كه بيش از اندازه انسان را شگفت‌انگيز مىكند . مثلًا در لسان عاميانهء ما فارسى زبانان مىآيد : بقدرى عجيب بود كه نزديك بود من شاخ در بياورم !