السيد محمد حسين الطهراني
5
الله شناسى (فارسى)
است از ياد خدا ؛ تا هنگامى كه مرگ شما را دريافت . بنابراين در تمام مدّت زمان حياتتان غفلت بر شما چيره گشت . و بعضى گفتهاند : معنى اينست كه تبارى و تباهى در كثرت رجال شما را غافل ساخت به آنكه اين دسته مىگفتند : مردان ما زيادتر است و آن دسته مىگفتند : مردان ما زيادتر است ، تا به جائى رسيد كه چون تعداد زندگان را استيعاب نموديد به سراغ مردگان رفتيد و مردان خود را كه مرده بودند برشمرديد ؛ و لهذا تكاثر و محاسبهء كثرت نيز بر روى مردگانتان قرار گرفت . و اين معنى مبتنى است بر آنچه در اسباب نزول آيه وارد شده است كه دو قبيله از طائفهء أنصار با زندگانشان و سپس با مردگانشان تفاخر نمودند . و در بعضى از آنها وارد است كه اين تفاخر در مكّه در ميان بنى عَبد مَناف و بنى سَهْم وارد شد و سوره در آنجا نازل شد . و در بحث روائى خصوص قصّهء آن خواهد آمد . قَوْلُه تَعالَى : كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ، اين عبارت ردع و منع آنانست از اشتغالشان به چيزى كه مهمّ نيست از چيزى كه مهمّ است و منظور و مقصدشان مىباشد ؛ و تخطئهء ايشانست در روش و عملشان . و اين كلام : سَوْفَ تَعْلَمُونَ در مقام تهديد مىباشد ، و معنيش اينطور است - بنا بر آنچه مقام افاده مىدهد - به زودى خواهيد دانست تبعات و عواقب اينگونه اشتغالتان را از آن امر مهمّ . و چون از زندگى دنيوى منقطع گشتيد ، در آن وقت به معرفت و تنبّه آن مىگرائيد . قَوْلُه تَعالَى : ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ، تأكيد است براى ردع و منع و تهديدى كه در سابق ذكر فرموده است . و بعضى گفتهاند : مراد از اوّل علم در وقت مردن ، و مراد از دوّم علم در وقت برانگيختگى در روز بازپسين مىباشد . قَوْلُه تَعالَى : كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ، ردع است بعد از ردع ، و منع است پس از منع ؛ به جهت تأكيد مضمون سابق . و يقين عبارت