السيد محمد حسين الطهراني

198

الله شناسى (فارسى)

« تحقيقاً ما همگى مِلك طلق خدا هستيم ، و تحقيقاً ما همگى به سوى وى رجعت مىنمائيم . » و به اين حقيقت و واقعيّت اشاره كرده‌اند آنجا كه گفته‌اند : بَسيطُ الْحقَيقَةِ كُلُّ الأشْياءِ وَ لَيْسَ بِشَىْءٍ مِنَ الأشْياءِ . « آن وجودى كه حقيقتش بسيط است ، عبارت است از جميع اشياء در حالتى كه هيچيك از اشياء نمىباشد . » و توحيد كامل آن‌وقت است كه كثرت را به وحدت ، و وحدت را به كثرت برگردانيم . ( رَدُّ الْكَثْرَةِ إلَى الْوَحْدَةِ ، وَ الْوَحْدَةِ إلَى الْكَثْرَةِ ) و اين وجود خارجى از بالاترين مرتبهء وجوديّهء آن تا پست‌ترين مرتبهء امكانيّهء آن كه عبارت است از « هيولَى » كه داراى ضعيف‌ترين حظّ و بهره از مراتب وجود است ( كه قابليّت صرفه و قوّهء قابلهء محضه براى هر گونه صورتى است ، و شايد در اين فقرهء از دعاى سمات : وَ انْزَجَرَ لَهَا الْعُمْقُ الاكْبَرُ اشاره بدان بوده باشد . ) جميع مراتب آن از واجب و ممكن ، و مادّى و مجرّد آن ، يك حقيقت واحده‌اى مىباشد ؛ گرچه در قوّت و ضعف ، و وجوب و امكان ، و علّيّت و معلوليّت با يكدگر مختلف باشند . اطلاق وجود بر مصاديقش ، به نحو اشتراك معنوى است و ليكن مع‌ذلك اين اختلاف عظيم ، آن را از حقيقت واحده بودنش خارج نمىكند و آن را حقائق متباينه قرار نمىدهد . وجود گرچه با نظر به حدود و مراتبش متعدّد و متكثّر است و ليكن حقيقت آن چون به ذاتش نظر شود واحد است و در آن تعدّد و تكثّر نيست . آيا نظر نمىاندازى به آب كه تمام انواع و اصنافش آب است ، خواه كثير باشد خواه قليل ! ؟ بنابراين آب آسمان و آب دريا و آب نهر و آب چاه و هكذا بقيّهء آبها همگى آب است . و انواع آبها و تعدّد مصاديق آن گرچه كثرت را بپذيرد امّا حقيقت آب و طبيعت آن در جميع آنها واحد مىباشد .