السيد محمد حسين الطهراني
169
الله شناسى (فارسى)
حضيض مىباشد بسوى مبدأ نخستين و رَبّ حىِّ عليم ازلى و ابدى ، همهاش فعليّت و ظهور مىباشد كه در وجود خويشتن بالمعاينه مشاهده مىكند . روى اين برهان كه متّخذ است از مجموع كتب صدر المتألّهين شيرازى ؛ افتخار ما و افتخار اسلام و مسلمين و افتخار بشريّت تا روز قيامت ، ملاحظه مىكنيد كه چقدر انسان داراى ترقّى و كمال بوده است ! و كسانى كه از فلسفه و حكمت وى دور هستند و در تكاپوى فهم آن عمر عزيزشان را سپرى نمىكنند چقدر در ظلمت و جهالت غوطهورند ! « 1 » آرى طبق كريمهء قرآن : أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ . « 2 » « ايشان از راه دور و درازى صدا زده مىشوند . » به خلاف مؤمنين متوغِّل در علوم الهيّه و حكمت متعاليه كه وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ . « 3 »
--> ( 1 ) خواجه شمس الدّين حافظ شيرازى قدّس سرّه اسرار عالم خلقت را ضمن چند بيت گرد آورده است : در ازل پرتو حسنت ز تجلّى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد جلوهاى كرد رخت ديد ملك عشق نداشت * عين آتش شد از اين غيرت و بر آدم زد عقل مىخواست كزان شعله چراغ افروزد * برق غيرت بدرخشيد و جهان بر هم زد مدّعى خواست كه آيد به تماشاگه راز * دست غيب آمد و بر سينهء نامحرم زد ديگران قرعهء قسمت همه بر عيش زدند * دل غمديدهء ما بود كه هم بر غم زد جان علوى هوس چاه زنخدان تو داشت * دست در حلقهء آن زلف خم اندر خم زد حافظ آن روز طرب نامهء عشق تو نوشت * كه قلم بر سر اسباب دل خرّم زد ( « ديوان حافظ » از طبع محمّد قزوينى و دكتر قاسم غنىّ ، ص 103 و 104 ) ( 2 ) ذيل آيه 44 ، از سورهء 41 : فصّلت ( 3 ) آيه 10 و 11 ، از سورهء 56 : الواقعة