السيد محمد حسين الطهراني
137
الله شناسى (فارسى)
ندارد ؛ و تصرّف عرضى نيست كه منافات داشته باشد . پس از براى شيطان است كه تصرّف نمايد در ادراكات انسانى به آنچه را كه به حيات دنيا تعلّق دارد از جميع جهات آن ، بواسطهء غرور و تزيين . لهذاست كه شيطان باطل را بجاى حقّ مىگذارد و باطل را در صورت و كسوت حقّ جلوه مىدهد ، و در نتيجه انسان مرتبط با چيزى نمىشود مگر از وجه باطل آن كه وى را گول مىزند و از حقّ روى مىگرداند . و اينست همان معنى استقلالى كه انسان در وهلهء نخستين براى خود مىبيند و سپس براى سائر اسبابى كه مرتبط است بدانها در حيات خود . و اين نگرش استقلال همانست كه او را از حقّ محجوب مىگرداند و از حيات حقيقيّه باز مىدارد ، همانطور كه از كلام حكايتشدهء از شيطان استفادهء اين مرام گذشت : فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ . ( سورهء أعراف ، آيه 16 ) و قولُه تعالَى : رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ . ( سورهء حجر ، آيه 39 ) و اين حالت ، مىكشاند انسان را به غفلت از مقام حقّ . و آن اصل و اساسى است كه در هنگام تحليل ، هر گونه گناهى بدان منتهى مىشود : وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ . ( سورهء أعراف ، آيه 179 ) و بر اين اساس ، استقلالنگرى انسان خودش را و غفلت وى از پروردگارش با جميع آنچه را كه متفرّع بر اين مىشود از اعتقادات زشت و افكار و اوهام پست و ناهنجارى كه تمام اقسام شرك و ظلم از آن پستان شير مىآشامند ؛ فقط و فقط از تصرّف شيطان است در عين آنكه انسان چنان تخيّل مىنمايد كه خودش به وجودآورندهء آنها و قيّوم و قائم بدانهاست ، چون از