السيد محمد حسين الطهراني

119

الله شناسى (فارسى)

ثانياً : تصرّفش ، در دو گروهِ مخلوقات جنّ و انس است ، نه تنها افراد انسان . ثالثاً : تصرّفش قهرى و اضطرارى و اجبارى نيست كه انسان را دربند بكشد و به گناه وادارد ، بلكه فقط مجرّد وسوسه و صرف دعوت است ؛ آن هم به نحو ضعيف . رابعاً : بشر با اراده و اختيار خود از وى پيروى مىكند ، و بنابراين در عالم حقّ و حقيقت و در موقف الهى نمىتواند او را محكوم كند كه تو بر من تحميل نمودى و الآن بايد جور مرا تحمّل نمائى ! خامساً : اصل خلقت شيطان نيكوست . و براى امتحان و آزمايش بشر آفريده شده است تا در عالم تكليف و امر و نهى الهى ، انسان اين راه مشكل و در عين حال جذّاب و دلنشين را با اختيار خود بپيمايد . اگر شيطان نبود تمام قابليّتها و استعدادها در بوتهء اجمال و ابهام مختفى مىماند . زيرا اگر يكسره در عالم دعوت به خير بود - چه از ناحيهء شيطان داخل و نفس امّاره و چه از ناحيهء شيطان خارج و إبليس لعين - ديگر حركتى بسوى كمال نبود ، جنبشى بسوى اعلى ذروهء معرفت حاصل نبود . اگر شيطان نبود خوب و بد نبود ، تكليف و امر و نهى نبود ، حركت و عشق و مجاهده نبود . اگر شيطان نبود ، شقاوت و سعادت و دوزخ و جنّت نبود . و بطور كلّى اگر شيطان نبود اين جهان با اين شگفتيها و بدايع خلقت و جمال دل‌آراى واقعى بشريّت نبود ؛ تمام عالم مبدّل بود به يك سلسله موجودات ثابت و غير عاشق و غير متحرّك ، همچون عالَم فرشتگان . در اين صورت عالم فرشتگان كه بود داشت ، ديگر مزيّتى براى عالم خلقت بواسطهء عالم مادّه و خلقت بشر و إبليس و سجدهء ملائكه و تمرّد إبليس و حركت بشر از اوّلين نقطهء استعداد تا اعلى درجهء كمال و تماميّت خويشتن