السيد محمد حسين الطهراني
94
الله شناسى (فارسى)
عالم تركيب و غيرها كه از آتش عائد و واصلشان مىگردد . و امّا انحصار موجودات عالم به خير محض و به كثير الخير ، به جهت آنست كه هر يك از دو عنوان خير و شرّ در احتمال تجويز عقلى به چهار صورت منقسم مىگردد : محض ، و اكثر نسبت به عنوان مقابل ، و اقلّ نسبت به عنوان مقابل ، و مساوى . و از اين هشت صورت ، صورت اكثريّت هر يك نسبت به مقابل ، مستلزم اقليّت هر يك نسبت بدان مىشود ؛ و بنابراين دو صورت سقوط مىكنند . و عنوان مساوى هم كه تكرارى است يكى مىشود ، و باقيمانده فقط پنج صورت مىماند . دو صورت خير محض و كثير الخير در خارج موجود ، « 1 » و سه صورت شرّ محض و كثير الشّرّ و مساوى ممتنع مىگردد . البتّه اين تقسيم خير و شرّ در وجود ، به حسب فرض و احتمال عقلى است ؛ و گرنه دانستيم كه آنچه در خارج تحقّق دارد دو صورت بيش نيست . اينگونه حلّ مسئله بر مشرب ارسطو مىباشد . و گويند كه وى در اينگونه
--> ( 1 ) و در صورت موجودى كه كثير الخير و قليل الشّرّ باشد سزاوار نيست كه خالق حكيم آن را مهمل گذارد و خلق نفرمايد . آتش نبايد وجودش در خارج به مجرّد شرّ قليلى را كه بدان اعتنا نمىگردد با وجود آنهمه خيراتى كه لا تُعَدُّ وَ لَا تُحصَى از آن عائد مىشود مهمل گذارده شود و در دائرهء خلقت قدم ننهد . علاوه بر اين ازآنجهت كه مؤدّى به شرور قليله است ، مجعول بالعرَض است و ازآنجهت كه ملزوم خيرات متكاثره است مجعول بالذّات مىباشد . و از اينجاست كه گفتهاند : إنّ الشّرَّ مجعولٌ فى القَضاءِ الإلهىّ بِالعرَض . بنابراين آتش براى انتفاعات معلومه كه از آن برخوردار مىشوند ، بالذّات مجعول است نه از براى استضرار جزئى ، مگر بالعرض . و همچنين خداوند قوّهء واهمه را بالذّات براى ادراك محبّت جزئيّهء دوست و عداوت جزئيّهء دشمن قرار داده است نه از براى خوف از ميّت يا خوف عدم وصول رزق ، مگر بالعرض . و بر همين مثالها مىتوان باقى امثلهء شرور را قياس نمود . ( تعليقه )