الشيخ السبحاني

130

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)

اين روايات با اسناد مختلف و در كتاب‌هاى متعدد و از محدثان عالىقدر نقل شده است مىتوان گفت مفاد حديث به حد « تواتر » رسيده است . تنها در برهان ، هفده روايت به اين مضمون نقل شده است كه پيامبر فرمود : « أنا المنذر و علي الهادي ؛ منم بيم دهنده و على راهنماست » و يا : « أنت الهادي يا علي ؛ تويى راهنما اى على ! » . در دو روايت وارد شده است كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آبى خواست كه وضو بگيرد وقتى از وضو فارغ شد دست على را گرفت آن را روى سينه خود گذارد و گفت : « إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ » سپس روى سينهء على عليه السلام نهاد و گفت : « وَ لِكُلِّ قَومٍ هَادٍ » . در پاره‌اى از احاديث ، پيامبر تذكر مىدهد كه هيچ‌گاه روى زمين از حجت خالى نمىماند و براى استشهاد ، آيهء مورد بحث را مىخواند و خود را « منذر » و على را « هادى » معرفى مىكند بعد اوصياى خود را يكى پس از ديگرى نام مىبرد تا سخن را به مهدى مىرساند و هدف قيام آن حضرت را تشريح مىفرمايد . روشن شدن اين نظر در گرو پاسخ به سؤالاتى است كه در مورد اين تفسير وجود دارد . اكنون اين سؤالات را مطرح نموده و دربارهء آنها گفتگو مىكنيم : ممكن است سؤال شود : چگونه « انذار » مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد و هدايت از آنِ امام عليه السلام در صورتى كه پيامبر نيز ، هادى و راهنماى امت است ؟ و به عبارت ديگر ، پيامبر و امام هر دو هم مقام « انذار » را دارند و هم مقام « هدايت » را . استاد عالى قدر علامه طباطبائى در الميزان جمله‌اى دارند كه مىتواند روشنگر پاسخ اين پرسش باشد . ايشان مىفرمايد : « منذر » آن راهنما را مىگويند كه راهنمايى او توأم با ادعاى نبوت باشد ، ولى « هادى » به آن راهنما مىگويند كه دعوى نبوت نداشته باشد در اين صورت مقصود از « منذر » نبى و پيامبر خواهد بود و مراد از « هادى » جانشين او ؛ زيرا راهنمايى پيامبر همواره توأم با ادعاى نبوت مىباشد و هرگز صرف راهنمايى