الشيخ السبحاني
121
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)
نظر و كمى رشد ، موضوعات را جدى نمىگيرند . قرآن نمونههايى از اين طبقه را يادآور مىشود آنجا كه پيامبر شان به آنها چنين خطاب مىكند : « قَالَ يقَومِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْتُرْحَمُونَ . . . ؛ « 1 » ( صالح ) به قوم خود گفت : چرا به بدى ( عذاب ) پيش از نيكى شتاب مىكنيد ! چرا براى خويش از خداوند آمرزش نمىطلبيد شايد مورد ترحم و آمرزش او قرار گيريد ! » . خواستاران نزول عذاب لازم بود به دو مطلب توجه نمايند : 1 . هدف از اعزام پيامبران ، راهنمايى مردم است و اگر هم براى اثبات نبوت معجزهاى بياورند بايد اعجاز آنها موجب هدايت آنان گردد ، نه نابودى آنان و اگر مردم در مقام معجزهخواهى ، خواستار عذاب گردند كه به قيمت نابودى آنان تمام شود ، در اين موقع پيامبران به هدفى كه براى آن اعزام و بر انگيخته شدهاند نرسيدهاند و به اصطلاح نقضِ غرض مىگردد . از اين نظر يكى از شرايط اعجاز اين است كه موجب هدايت مردم گردد نه موجب نابودى آنها و اگر پيامبران به چنين در خواستهاى غير منطقى ، پاسخ مثبت ندادهاند به همين دليل است كه بيان گرديد . 2 . آنان با مراجعه به تاريخ اقوام پيشين ، بايد متوجه شوند نابود ساختن آنان كارى است آسان و همان خدايى كه با قدرت غيبى خود ، اقوام پيشين را نابود ساخت مىتواند در يك چشم به هم زدن مقدمات نابودى آنان را نيز فراهم سازد . قرآن كريم براى توجه دادن اين افراد به اين مطلب در آيهء مورد بحث مىفرمايد : « . . . وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ . . . ؛ « 2 » پيش از آنان اقوامى به كيفر
--> ( 1 ) . نمل ( 27 ) آيهء 46 . ( 2 ) . « مثلات » جمع « مثلة » - به فتح ميم وضم ثاء - به معناى عقوبت است . راغب در مفردات مىگويد : « نفحة تنزل بالإنسان فيجعل مثالًا يرتدع به غيره ؛ بلاى ناگهانى است كه بر انسان فرود مىآيد و به منزلهء نمونه و الگويى مىگردد كه ديگرى از آن عمل اجتناب كند » .