الشيخ السبحاني

116

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)

دقت بخوانيم و در آن تأمل كنيم : « أَوْ كَالَّذى مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَ هِىَ خَاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِى هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَة عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَو بَعْضَ يَومٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ . . . ؛ « 1 » يا به سان آن كسى كه از كنار دهكدهء ويرانه‌اى عبور كرد كه سقف‌هاى آن فرو ريخته و ساكنان آن‌جا هلاك و نابود شده بودند ، با خود گفت : چگونه خداوند اين افراد را كه در كام مرگ فرو رفته‌اند ، زنده خواهد كرد ؟ ! خداوند ( براى قدرت نمايى ) جان او را در همان جا گرفت و پس از صد سال او را زنده و به وى خطاب كرد : چند مدت در اين جا بودى ؟ گفت : يك روز يانيم روز . خطاب آمد بلكه صد سال در اين نقطه توقف داشتى . . . » . ذيل آيه حاكى است كه خداوند نه تنها او را زنده كرد ، بلكه الاغ او را كه در گوشهء بيابان افتاده بود و جز استخوانى از او باقى نمانده بود ، زنده كرد و در پايان آيه چنين نتيجه مىگيرد : « إِعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ ؛ بدان خداوند بر همه چيز قادر است » . باز در سورهء بقره ، داستان « بقره » راياد آور مىشود كه شخصى از قوم حضرت موسى عليه السلام مردى را كشته بود و جسد او را براى گم كردن نشانه و يا دام انداختن فرد ديگرى ، به جاى ديگر انداخته بود و در اين موقع آنان در تعيين قاتل به نزاع و جنگ برخاسته بودند . خداوند براى رفع اين نزاع دستور مىدهد گاوى را بكشند و قسمتى از بدن گاو ذبح شده را به بدن مرده بزنند تا زنده شود و قاتل خود را تعيين كند . خداوند از اين جريان دو نتيجه مىگيرد : الف ) به جنگ و نزاع شديد تيره‌هاى بنى اسرائيل خاتمه مىدهد . ب ) هر گونه شك و ترديد و يا انكار را از چهرهء رستاخيز مىزدايد و به يهود

--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 262 .