الشيخ السبحاني
117
مربى نمونه (تفسير سوره لقمان) (فارسى)
را به جاى خداى واقعى مىپنداشت ، ولى با اين همه اختلافات ، اصل اعتقاد به خدا وصانع - اعم از يك يا بيشتر - با تشخيص درست و يا باطل ، پيوسته محفوظ بوده است . راهنماى بشر اولى براى چنين اصل مسلّم ، فطرت او بوده ، فطرتى كه در هيجانات واضطرابات ، بيشتر قدرت نمايى مىكند . او هنگامى كه فاصلهء مرگ و زندگى را كمتر مىديد ، و در لب پرتگاه قرار مىگرفت و تمام اسباب طبيعى از كار مىافتاد ، پردهها وحجابهاى ماديگرى از برابر ديدگان او عقب مىرفت ، فطرت با يك كشمكش پرقدرتى او را به عالم بالا ، عالمى كه از شرايط زمان ومكان بيرون است ، و تمام جهان در كف قدرت اوست ، متوجه مىساخت . از آن جا كه اعتقاد به خدا از فطرت انسانى سرچشمه مىگيرد و با سرشت آدمى آميخته است ، امروز هم بشر مغرور مادى در گرفتاريها وشدايد ومصائبْ به آن نقطه پناه مىبرد . بشر ، در طول تاريخ در تحكيم اين عقيده نه تنها به فطرت اتكا داشته ، بلكه از اصل مسلّم « عليت ومعلوليت » به فراخور حال خود بهرهمند وبرخوردار بوده است . او مىديد و با ديدهء خود درك مىكرد كه هر حادثهاى در جهان هستى ، از نقطهاى سرچشمه مىگيرد كه به اصطلاح علمى به آن علت مىگويند وهرگز اتفاق نيفتاده كه چيزى خود به خود سراز عدم بردارد وبىعلت پديد آيد . اين مسأله ( هر حادثهاى علتى مىخواهد ) تقريباً مانند ساير