الشيخ السبحاني
65
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)
كره خاك ما ، پس از تحولات زيادى ، از يك توده آتش به صورت سيارهاى قابل زيست درآمده است . بشر در اين چشمانداز وسيع خود ، براى هر پديدهء طبيعى علّتى طبيعى فرض كرده و براى آن علت طبيعى ، علت طبيعى ديگرى و همينطور . او در اين راه به قدرى موفقيت به دست آورده كه مىتواند حوادث و پديدههاى عصر كنونى را به حوادث و پديدههاى دورانهاى بسيار دور گذشته ارتباط دهد و همه گونه تحولات موجودات زمينى و آسمانى را در هر دورهاى با يك سلسله علل و امور طبيعى پيش از آن حادثه مدلل سازد . ولى اين پيشروى او را قانع نمىسازد و در نقطهاى به بن بست مىرسد و آن اين كه با خود مىگويد همهء اين نظام هستى ، اين مجموعهاى كه از ميلياردها علل و معلولها تشكيل يافته ، چگونه به وجود آمده است ، و اينها در طول اين ادوار و قرون كه از خود هستى نداشته و ذاتاً محتاج به نيازمند بودهاند ؟ او با خود چنين مىگويد ترقيات روزافزون علوم طبيعى جز اين اثبات نكرده كه اين جهان تودهاى از پديدههاى مادى است كه به طور علت و معلول به دنبال هم آمدهاند ، ولى در نهايت اين مجموع از كجا لباس هستى به خود گرفته و داراى نظم حيرتانگيزى گرديده ، و در زير چه قدرتى به اين صورت درآمده است ؟ خرد در برابر اين سؤالها گامى پيش نهاده با كمال شهامت و با جزم و يقين مىگويد اين نظام ، به قدرتى ازلى مرتبط و پيوسته است ، كه او علت است ، معلول نيست ، غنى و بىنياز است فقير و نيازمند نيست ، دهنده و صانع است گيرنده و مصنوع نيست .