الشيخ السبحاني
18
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)
جلدهاى 4 - 7 است . با اين فرض چطور مىتوان گفت كه در اصول عقيدهاى و فكرى فقط بايد راه كتاب و سنت - آن هم به معناى تعبد به ظواهر آن - را پيمود و دستگاه عقلانى را ، كه يكى از بزرگترين مواهب الهى است ، از داورى و قضاوت و غور و بررسى دربارهء اين مسائل بازداشت . هرگاه امام هشتم ، ياران و شيعيان را از خوض در مسائل كلامى نهى مىنمود ، به طور مسلم ، مراد مراء و جدال است كه شيوهء اصحاب كلام در آن عصر بوده و لذا مرحوم صدوق روايت مزبور و مانند آن را در تحت عنوان « باب النهي عن الكلام و المراء و الجدال في اللّه عزوجل » « 1 » آورده است و گرنه غور و بررسى ، تفكر و دقت در يك محيط آرام و دور از تعصب و غرضورزى از مميزات مؤمن و نشانهء ايمان است . « 2 » براى متفكران آخرالزمان حدود بيست سال پيش ، در مجلس درس يكى از اساتيد بزرگ خود ، كه هماكنون از مراجع عالىقدر جهان تشيع هستند ، به مناسبتى از بحث در عقايد اسلامى و مسائل ماوراى طبيعت سخن به ميان آمد و اين كه تا چه اندازه بايد در اين م سائل غور نمود و مرجع صالح در اين رشته از مسائل چيست . حضرت استاد پس از بياناتى شيوا و گسترده چنين فرمودند : مرجع صالح در اين مسائل ، عقل و برهان است و خود قرآن نيز در القاى مسائل عقلى ، به اصل « تعبد » تكيه نمىكند و غالباً بيانات خود را توأم با يك سلسله براهين اجمالى
--> ( 1 ) . . توحيد ، باب 67 ، ص 454 . ( 2 ) . . اميرمؤمنان عليه السلام « لاعلم كالتفكر » - نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، شمارهء 113 .