الشيخ السبحاني
14
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)
زيرورو كند ، و يا گام در اين مباحث بگذارد . بنابراين ممكن است اين نوع جلوگيرى متوجه افراد كمظرفيت باشد كه نه تنها از توجه به اين مسائل نفعى نمىبرند ؛ بلكه بر اثر نداشتن استعداد و منطق قوى و نيرومند ، دچار شكوك و شبهات مىگردند و سرانجام ايمان صاف و طبيعى خود را از دست مىدهند و اگر امام هشتم در مكاتبهء على بن هلال هر دو گروه - اعم از آشنا به اصول كلام و غير آشنا - را از خوض در اين مسائل نهى مىنمايد ، مقصود هر آشنا مانند هشام و امثال او نيست ، بلكه آشناى نسبى است كه نسبت به ديگران آشنا هستند ، ولى از نظر ملاك ، شايستگى غور در مسائل را ندارند . اين روايت « 1 » و نظاير آن هرگز نمىتواند گواه بر نهى مطلق از ورود در معارف عقلى و اصول كلى فلسفى باشد ؛ زيرا خود قرآن در طرح اين مسائل پيشگام بوده و مسائلى را به اتكاى يك رشته دلايل فلسفى تجزيه و تحليل نموده است . قرآن در طرح معارف ، از راه تعبد وارد نشده و از مردم نخواسته است كه نفهميده و نسنجيده مطلبى را تصديق كنند ، بلكه چونان متفكرى محقق ، كه افكار و آراى خود را در قالب استدلال و برهان مىريزد ، سخن گفته و به اتكاى دلايل عقلى ، معارف خود را مطرح نموده است . اگر به راستى بايد دستگاه فكرى و دماغى خود را در برابر مسائل و معارف عقلى تعطيل كنيم و هرگز نبايد دربارهء اين مسائل به بحث بپردازيم ، پس چرا اميرمؤمنان عليه السلام و پيشوايان ديگر ما صدها معارف عقلى را با دليل و برهان
--> ( 1 ) . . از آن جه كه اين روايت به صورت « مكاتبه » نقل شده است ، علاوه بر توجيهى كه بالا گفته شد احتمال تقيه و غيره در آن نيز قوى است .