الشيخ السبحاني

34

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى)

قريش پيمان شكن و هم‌پيمانان آنان است كه بر شرك و دوگانه‌پرستى خود باقى مانده بودند . ب ) آيهء سيزدهم از همين سوره نيز بر اين مطلب گواهى مىدهد ، كه مقصود از پيمان‌شكنان ، قريش است ؛ زيرا كه پيمان‌شكنان را اين چنين معرفى مىكند : « أَ لَاتُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَؤُكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ؛ چرا با گروهى كه پيمان خود را شكسته‌اند و تصميم گرفته‌اند كه پيامبر را از وطن خود بيرون كنند و آنان ، دشمنى را با شما آغاز كرده‌اند ، جنگ نمىكنيد ؟ » ناگفته پيداست گروهى با اين صفت ، جز قريش و هم‌پيمانان آنان گروه ديگرى نيست . 3 . مقصود از « يَوْمَ الحَجِّ الأَكْبَرِ » همان روز « منى » . روز دهم ذىحجة الحرام است . و در اين صورت بايد در اين جمله لفظ « أكبر » را صفت « يوم » بگيريم و بگوييم مقصود روز حج است ، كه آن روز بزرگ است و در حقيقت روز « منى » ، همان‌طور كه روز حج است روز بزرگ نيز هست . علت اين‌كه چنين روز را روز بزرگ مىنامند اين است كه آن روز ، عيد بزرگ اسلامى است . علاوه بر اين ، بيشتر اعمال حج نيز در آن روز انجام مىگيرد . بنابراين تفسير ، دو نوع حج به نام‌هاى « حج اكبر » و « حج اصغر » نخواهيم داشت ، ولى گروهى كه لفظ « اكبر » را صفت حج گرفته‌اند ناچار شده‌اند براى توصيف « حج » با لفظ اكبر دو نوع حج تصوير كنند و چنين توجيهاتى بياورند : الف ) چون عيد قربان در آن سال با عيد يهود و نصارا مصادف بود ، از اين جهت آن روز را در آن سال « حج اكبر » ناميدند . ب ) در آن سال چون مسلمان و مشرك كنار هم حج نمودند و از آن پس اين كار تكرار نشد از اين جهت چنين حجى را « حج اكبر » ناميدند . شايد تفسيرى كه