الشيخ السبحاني
61
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)
داستان سرايى ، فنون ادبى و خصوصيات زبان پارسى آگاهى كامل داشته است و هرگز نمىتوان گفت اين گنجينهء ادبى ، اثر يك فرد عارى از ذوق ادبى و بىاطلاع از اصول داستانسرايى است و به طور تصادف به زبان و قلم او جارى شده است . ساختمانى كه بر پايهء اصول فنى و مطابق نيازمندىهاى يك مؤسسهء بزرگ ساخته مىشود ، حاكى از آن است كه سازنده و پديد آورندهاى دارد چنان كه گواه بر آن است كه سازندهء آن ، داراى فكر و انديشه بوده و با بصيرت و بينايى ، آن بنا را پىريزى كرده است و هرگز كسى احتمال نمىدهد كه گروهى بى اطلاع از اصول و فنون معمارى به عنوان سرگرمى و بازى ، آجر روى آجر نهاده باشند ، چنان كه كسى نيز احتمال نمىدهد كه اين ساختمان از روى تصادف و بدون نقشه و اعمال فكر به وجود آمده باشد . بىشك اثر هر نويسنده و گوينده و كارگر و صنعتگرى ، و عمل هر انسانى گواه روشنى بر كم و كيف معلومات و نحوهء ملكات و روحيات اوست و نظام حكيمانهء جهان هستى ، اتقان و استوارى مصنوعات و نظم و ترتيب موجودات ، گواه بر اين است كه به وجود آورندهء آنها دانا ، توانا و حكيم بوده است و هرگز نمىتوان يك نظم كوچك را معلول تصادف كور و كر و اتفاق بىحس و شعور دانست تا چه رسد به نظام بزرگ و محيرالعقول جهان آفرينش : طبيعت ندارد شعور اى پسر محال است باشد بديع الأثر