الشيخ السبحاني

45

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)

دارد ناچاريم مشخصات امور فطرى را بيان كنيم تا فطريات انسانى از امور عادى تميز داده شود . چگونه امور فطرى را از غير فطرى تميز دهيم ؟ هر نوع فكر و عملى كه از ناحيهء عواملى مانند « اوضاع جغرافيايى » ، « اقتصادى » و يا « سياسى » بر انسان تحميل گردد ، فكر و عملى عادى تلقى مىشود و سرچشمهء آن ، همان عوامل ياد شده خواهد بود نه فطرت انسان . مثلًا ملت‌هايى كه در نقاط قطبى زندگى مىكنند ناچارند لباس‌هاى ضخيم و گرم بپوشند ، چنان‌كه ملت‌هايى كه در نقاط استوايى سكونت دارند لباس‌هاى سبك و نازك برتن مىكنند . واضح است كه هيچ كدام از اين دو كار ريشهء فطرى ندارد و هر دو ، محصول عوامل جغرافيايى محيط زندگى آنان است . هم‌چنين است كوتاهى ، بلندى ، رنگ و شكل لباس ، آداب و رسوم ملت‌ها در مراسم شادى يا سوگوارى و . . . ؛ زيرا اگر شكل ، مدل لباس و كيفيت مراسم شادى و يا سوگوارى ، امرى فطرى و جزو سرشت انسانى بود ، در همه جا يك‌نواخت مىبود و با اختلاف منطقه و نژادها اختلافى ميان آنها مشاهده نمىشد . در مقابل ، هر نوع انديشه و عملى كه از نهاد انسان سرچشمه گيرد و عوامل بيرونى ، آن را تحميل نكرده باشد چنين عمل و انديشه‌اى جزو سرشت او بوده و از امور فطرى به‌شمار مىرود ، اين قبيل امور در انسان ، « فطريات » و در حيوان « غريزه » ناميده مىشود . بنابراين تمام فعاليت‌هاى زنبور عسل مانند مكيدن شيرهء گل‌ها ، ساختن لانه‌هاى شش ضلعى ، تخم‌گذارى و پرورش نوزادان ، همگى امرى غريزى است ، به گواه اين كه هيچ كدام تحت تأثير هيچ يك از عوامل بيرونى نيست و جنبهء جهانى و عمومى دارد ؛ يعنى زنبور در هر مكان و زمان كارش همين بوده و هست