الشيخ السبحاني

39

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)

خواهد شد و از آن چه به قيمت عمر خود گرد آورده است ، دست خواهد شست . انديشهء مرگ كه به صورت هيولاى مخوفى در برابر هر انسانى مجسم مىشود براى كسانى كه مرگ را پايان زندگى دانسته و به حيات اخروى و زندگى پس از مرگ قائل نيستند ، بسيار جانكاه و ناراحت كننده است و زندگى آنان را به ويژه در ايام پيرى كاملًا تلخ مىسازد . و هر نوع نشاط زندگى را از آنان سلب مىكند . و گاهى در اين مرحله ، فشار روانى به حدى مىرسد كه انسان را به مرگ زود رس دچار مىسازد ؛ زيرا وقتى انسان مرفّه ، بر پايهء اين اعتقاد كه مرگ دروازهء فناست و پس از مرگ خبرى نيست خود را در آستانهء فنا و نيستى ديد ، يأس و نوميدى مطلق ، روح او را سخت تيره و تار كرده و زندگى را در كام وى تلخ مىسازد . بر اساس اين عوامل و امور ديگرى همانند آنهاست كه زندگى در محيطهايى كه روح ماديگرى بر آن حاكم است با رنج و فشار روانى توأم است و بشر مادى در فكر پناهگاهى است كه به روح متزلزل او ثبات و آرامش بخشد و خود را از اين اضطراب و دلهره برهاند . او گاهى براى رهايى خود ، به مواد مخدر و قمار پناه مىبرد تا در سايهء اين عوامل تباه كنندهء عقل و احساس ، مدتى در جهان بىخبرى به‌سر برد و به طور موقت ، روح و روان خود را به دست فراموشى سپارد و از فشارهاى روحى غافل و بر كنار بماند و گاهى براى كاستن از فشار روانى به فيلم‌ها و آهنگ‌هاى مبتذل و مستهجن و . . . پناه مىبرد و تصور مىكند كه اين امور با جلوه‌هاى فرينبدهء خود مىتواند به روح لرزان و فكر مضطرب او ثبات و آرامش بخشد ، زهى تصور باطل ، زهى خيال محال ! ولى پس از مدتى تمام اين عوامل تخدير كننده نيز نوعى دل‌زدگى و انزجار در او پديد مىآورد و گاه فشار جانكاهِ دلهره‌هاى درونى به حدى مىرسد كه حتى ممكن است شخص ياد شده به انتحار و خود كشى دست بزند .