الشيخ السبحاني

120

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)

خدا از كيست ؟ پاسخ مىدهيم : هستى خدا ذاتى او و از خود اوست و از جاى ديگر نيست . در پايان اين بحث تذكر اين مطلب لازم است كه : منظور از ذاتى بودن رطوبت براى آب ، شورى براى نمك ، چربى براى روغن ، روشنايى براى نور و . . . هرگز اين نيست كه مثلًا رطوبت آب چون ذاتى آن است پس آفريدگارى ندارد ، بلكه منظور اين است كه آفريدگار جهان آب را طبعاً و ذاتاً مرطوب آفريده است به طورى كه هرگز نمىتوان رطوبت آن را از آب جدا كرد و آب بودن آن را حفظ كرد و يا روشنى ذرات نور را از نور جدا نمود در حالى كه نور بودن آن باقى بماند . پس واضح است كه اين مثال ها براى نزديك كردن مطلب به ذهن آورده مىشود و گرنه بين اين مثال‌ها و موضوع مورد بحث ، تفاوت از زمين تا آسمان است ؛ زيرا وقتى مىگوييم : وجود همه چيز از خداست و وجود خدا از اوست ، يعنى او آفريدهء كسى نيست و وجود و هستى ، ذاتى اوست . اما وقتى مىگوييم : روشنايى همه چيز از نور است و روشنايى خود نور از خود آن است معنايش اين نيست كه نور آفريدگارى ندارد ، بلكه معنايش اين است كه آفريدگار جهان ، نور را اين طور آفريده است كه روشنايى جزو ذات او باشد . پاسخ به بيانى ديگر گاهى يك اشتباه يا مغالطهء لفظى سبب مىشود كه مطلبى بسيار ساده به صورت سؤالى پيچيده يا اشكالى مهم قلمداد شود . فلاسفهء الهى و همهء خداپرستان معتقدند كه هر معلولى علت و هر پديده‌اى پديد آورنده و هر آفريده‌اى آفريدگار مىخواهد . به خوبى روشن است كه چيزى كه معلول ، پديده و آفريده نباشد از اين قانون خارج است و چون به عقيدهء خداپرستان « خدا » معلول و آفريده و پديده نيست ازاين قانون عمومى خارج است . مادىها لفظى را اشتباهى يا از راه مغالطه كارى عوض كرده‌اند ، يعنى به جاى