الشيخ السبحاني
109
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)
مثلًا مىديد كه قطرات شفاف باران و دانههاى شش گوشهء برف از آسمان مىبارد و يا صداى غرش رعد و شعلهء برق ، گوش و چشم انسان را خسته و خيره مىكند ، ولى نمىدانست كه علت باريدن باران و برف ، تابش آفتاب بر سطح درياها و تبديل شدن بخارهاى آن به قطرات باران و دانههاى برف است و يا اين كه رعد و برق ، نتيجهء تبادل الكتريسيتههاى مثبت و منفى بين دو تودهء ابر است ؟ از اينرو يك سلسله علل غير مادى براى آن مىپذيرفت ؛ ولى چيزى نگذشت كه روابط موجودات جهان ، يكى پس از ديگرى كشف شد و جايى براى آن قواى غيبى و خدايان غير مادى باقى نماند . پاسخ اصولًا بايد از گويندگان اين كلام پرسيد كه شما به چه دليل مىگوييد : كوشش براى به دست آوردن علل پديدههاى جزئى ، منشأ توجّه بشر به خدا گرديده ، اما كنجكاوى دربارهء علت نظام هستى و سراسر جهان آفرينش منشأ پيدايش اين فكر نشده است ، در صورتى كه دومى براى پيدايش اين فكر مناسبتر است ؛ زيرا بشر نخستين ، با فهم و ادراك طبيعى خود مىديد كه مجموع جهان هستى با نظام خاصى آفريده شده و علم و تدبير و اندازهگيرى در آفرينش به كار رفته است ، چطور شد كه توجه به نظام هستى ، او را به خالق و آفريدگار مجموع جهان هستى و پديد آورندهء جهان خلقت رهبرى ننموده و فقط جستجوى علل برخى از حوادث جزئى ، باعث پيدايش اين فكر گرديده است ؟ گذشته از اين ، تفسيرى كه مادىها براى خدا ذكر كردهاند يك تفسير غلط و صددرصد باطل است و هيچ يك از خداپرستان به چنين خدايى معتقد نيستند ، چون معناى خداپرستى اين نيست كه زمام برخى از حوادث را به دست علل مادى بسپاريم و برخى ديگر را كه به كشف علل آنها موفق نشده ايم به خدا نسبت دهيم ؛ چون موجودى كه علت برخى از حوادث باشد نه همهء آن و يا در رديف علل مادى