الشيخ السبحاني
107
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)
ابو شاكر رو كرد و فرمود : اين تخممرغ را مىبينى ؟ دژ و قلعهاى است محكم و در بسته ؛ داخل اين دژ و زير ديوارهاى آن پوستهاى است بسيار نازك و در داخل آن ، مقدارى طلاى آب شده ( زرده ) و مقدارى نقرهء آب شده ( سفيده ) وجود دارد ؛ اما هيچ كدام از اين دو به يكديگر مخلوط نمىگردد . هيچ كس از داخل اين تخممرغ خبر ندارد كه جوجهاى كه از آن توليد مىشود نر است يا ماده و هنگامى كه جوجه سر از تخم در مىآورد مىبينيم كه به رنگهاى گوناگون و جالبى رنگآميزى شده است - براى مثال طاووس را در نظر بگيريد چه قدرتى با چه قلمى جوجه را اين طور رنگآميزى و نقاشى كرده است ؟ آيا رنگآميزى يك مرغ و يك طاووس كمتر از رنگآميزى يك تابلوى نقاشى است ، آيا مىتوان گفت كه تابلوهاى مصنوعى ، نقاش و تابلوساز مىخواهد ، اما اين رنگ آميزىهاى طبيعى خود به خود پديد آمدهاند ؟ سپس به ابوشاكر فرمود : آيا قبول ندارى كه تخممرغ و جوجهاى كه از آن متولد مىشود با اين ويژگىها بايد آفريدگارى حكيم ، دانا و مدبر داشته باشد ؟ ابوشاكر اندكى فكر كرد گويا خواب بود و بيدار شد و بىدرنگ گفت : آرى ، گواهى مىدهم كه جهان آفرينش آفريدگارى دارد به نام « الله » ، داراى تمام صفات كمال و گواهى مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده و پيامبر اوست و تو نيز جانشين پيامبر و حجت خدا هستى كه پيروى از تو واجب است . اگر كسى بخواهد سخنان پيامبرگرامى صلى الله عليه و آله و ديگر پيشوايان عليهم السلام را دربارهء خداشناسى و استدلال بر وجود خدا جمعآورى كند بايد كتابى بزرگ در چند جلد بنويسد ؛ زيرا فقط حديث مفضل كه از امام صادق عليه السلام به يادگار مانده است خود كتابى است مستقل .